صارفه ضميمهء كلام خود مىكردند تا مطلب براى شنوندگان روشن گردد . و اين مسألهاى است كه حتى مسلمانان امّى بلكه اطفال كودكستانى هم آن را بدون قرينه حمل بر آيهء قرآنى مىنمايد .
ب - خود سامان دهندگان همين اشكال نيز معترفند كه « آيه » در موارد فراوانى در همين معناى معروف خود به كار رفته است ، چون آيه كريمه :
إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيًّا
« 1 » ؛ « اينان همان رسولانى هستند كه هرگاه آيات رحمت ما بر آنان تلاوت شود با گريه و تضرّع ، روى اخلاص به خاك نهند » .
و :
. . . رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ . . .
، « ميان عرب امى ، پيامبرى برانگيخت كه بر آنان آيات وحى خداوند تلاوت نمايد » . و دهها آيهء ديگر .
ج - علاوه بر تبادر آيهء قرآنى از واژه « آيه » در عرف مسلمين ، وابستگى شرط با جواب نيز آن را صدرصد اختصاص به آيهء قرآنى مىدهد ، يعنى هر آيهاى كه بر يك حكم فرعى ، جزئى تشريعى دلالت دارد ، اگر « نسخ » نماييم و يا از ذاكرهها محوش كنيم ، چون آن و يا بهتر از آن ( از جهت مصلحت داشتن ) مىآوريم .
د - چون ذكر « انساء » به دنبال « نسخ » به ميان آمده همان نسخ حكم آيهء منظور است ، زيرا « نسخ » يعنى تبديل حكمى به حكم ديگر با بقاى تلاوت آيه و « انساء » يعنى محو كردن از حافظه ، چه لفظ و حكم با هم و يا لفظ تنها و يا حكم تنها و چون فرمود در « نسخ » امكان دارد ناسخ بهتر از منسوخ باشد و از طرفى هم در كلام خداوند و آيات قرآنى ، برترى آيهاى به ديگرى مفهوم ندارد پس نتيجه مىگيريم كه مراد آيه ، همان « نسخ » حكم ( درودنمايه ) آيه با بقاى تلاوت آن مىباشد . و رواياتى هم اين مطلب را تأييد مىنمايد « 2 » و اما كسانى كه خواستهاند « آيه » را به معجزه تفسير كنند و از آيهء قرآنى منصرفش كنند ، هيچ دليلى بر آن ندارند ، جز مرحجاتى كه به پندارشان ،
هامش
( 1 ) مريم : 58 .
( 2 ) ر . ك : دكتر مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، صص 252 - 253 . و على حسن العريض ، پيشين ، صص 101 - 103 .