در جهت تفسير و يا تأويل و توجيه معناى « آيه » نكردهاند ، بلكه به همان تبادر ذهنى ارتكازى خود اكتفا كرده و آن را بر آيهء قرآنى حمل كردهاند ، از اين رهگذر است كه 98 درصد مفسرين و انديشوران اصول ، كلام ، فقه و لغت شناسان قرآنى ، آن را به همان « آيهء » معهود و معروف قرآنى تفسير كردهاند .
5 - با بررسيهاى دقيق و تلاشهاى مستمر در مصاديق و كاربردهاى قرآنى ، « آيه » در قالبهاى گوناگون آن ، درمىيابيم كه آن در همان معناى معروف و معهود قرآنى به كار رفته است نه در معناى معجزات و يا شرايع ديگر ؛ چرا كه در جاهايى به دليل قراين همراه ، آن را به معناى مذكور تفسير كردهاند ، نه به معناى « آيهء » معهود قرآنى و لكن بحث در موردى است كه بدون قرينه چه معناى دارد ؟ و از باب مثال كاربردهاى ذيل را با هم به مطالعه مىپردازيم :
الف -
الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ . . .
« 1 » .
ب -
الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ . . .
« 2 » .
ج -
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها
« 3 » .
د -
وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ
« 4 »
. . .
.
ه -
بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ
« 5 » .
صدها مورد ديگرى كه مراد از واژه « آيهء » در قرآن كريم همان آيهء معروف قرآنى است ، نه مفاهيم ديگر . و تمامى مفسرين در همهء ادوار تفسير ، به پيروى از اصحاب و تابعين و با عنايت به تبادر آن به اذهان ، آن را به همان معناى معروف قرآنى تفسير كردهاند ؛ يعنى همان آيهاى كه حكمى را تشريع مىنمايد و منظور از نسخ نيز همان
هامش
( 1 ) هود : 1 ، « اين قرآن » كتابى است كه با دليل محكم . . . » .
( 2 ) يونس : 1 . « اين است آيات كتاب محكم الهى كه به حق و راستى گوياست » .
( 3 ) لقمان : 7 . « هرگاه بر اين مردم تلاوت آيات قرآن شود ، چنان با غرور و تكبّر پشت گرداند . . . » .
( 4 ) انفال : 2 . « . . . مؤمنان آنانى هستند كه چون ذكرى از خدا شود . . . » .
( 5 ) عنكبوت : 49 . « بلكه اين قرآن آيات روشن الهى است ، در لوح سينه آنان كه از خدا نور علم يافتند » .