6 - دستور مىدهد به پيامبر اعظم اسلام - صلّى اللّه عليه و آله - كه در مواجهه با كفّار بگويد : در اين تنزيل و فرويش ، يك وحى آسمانى است كه به حقّ از سوى حكيم حميد فرويش يافته و واسطهء وحى ، جبرئيل امين روح القدس است » .
7 - سپس در آيهء كريمه ، فلسفه و حكمت « نسخ » و هدف آن بيان شده و مىفرمايد جريان نسخ در قوانين تشريعى قرآن دو فايده دارد و آنها عبارتند از :
الف : مؤمنان را استوارتر و ثابتقدمتر و پرباورتر خواهد كرد .
ب : به مسلمانانى كه هنوز به پايهء يقين مؤمنان نرسيدهاند ، هدايت و بشارتى است الهى و از اين رو فرمود :
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ
« 1 »
. . .
.
أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي . . .
.
اينكه مىگويند : « آموزگارى از نوع بشر رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را آموزش مىدهد و سپس او آنها را به خداوند نسبت مىدهد ، نمىتواند صحيح باشد ، چرا كه آن شخص مورد نظر آنان عجم است نه عرب و قرآن محمد - صلّى اللّه عليه و آله - عربى روشن بوده ، در بالاترين درجهء ممكن فصاحت و بلاغت است ، به طورى كه جن و انس از آوردن يك سوره مانند آن ، عاجز گشتهاند ، پس چگونه مىگوييد كه اين از يك شخص عجمى صادره شده است ؟ ! و آيات 98 و 99 و 100 « 2 » كه پيش از آيهء تبديل فرو آمدهاند . دقيقا با همين معناى « نسخ » منطبقاند و ارتباط و تناسب تنگاتنگ دارند كه ذيلا بيان مىشود .
هامش
( 1 ) نحل : 102 .
( 2 )فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ * إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ * إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ * وَ إِذا بَدَّلْنا . . .؛ « پس چون قرآن مىخوانى از شيطان مطرود ، به خدا پناه ببر ، چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آوردهاند و بر پروردگارشان توكل مىكنند ، تسلّطى نيست . تسلط او فقط بر كسانى است كه وى را به سرپرستى برمىگزينند [ و برمىگيرند ] و بر كسانى كه آنها به [ خداوند عالم ] شرك مىورزند . و چون حكمى را به جاى حكم ديگر بياوريم . . . » .