1 - « نسخ » در قرآن پس از رحلت رسول خاتم صلّى اللّه عليه و آله و انقطاع وحى .
2 - نسبت نسيان و جهل به ذات اقدس ربوبى .
3 - نسبت عمليات « نسخ در قرآن » به رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - بدون اذن خداوند .
4 - نسبت نسيان و يا خطا به رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در مقام تبليغ ، با آنكه او داراى « عصمت از گناه ، نسيان و خطا » مىباشد .
5 - نسبت نقص و نقصان به قرآن ، بر اثر وقوع « نسخ » در قلمرو آن .
6 - پوچى و بيهودگى در قانون « ناسخ و منسوخ » و بر خلاف حكمت شارع حكيم بودن و . . . .
تحقيق مسأله
بنابر تحقيق و نقد و بررسى كلمات و نوشتار پژوهشگران و انديشوران اسلامى در تعريف « نسخ » و با عنايت به شروط و اركان آن در منظر مثبتين ، هيچيك از لوازم فوق - كه مورد ادّعاى شهرستانى و همفكرانش است - در آثار و پژوهشها و مقالات و كتابهاى آنان ، به چشم نمىخورد ؛ زيرا آنان با يك اجماع قاطع فراگير اسلام شمول ، « نسخ » در قرآن را با الهام از آيات سهگانهء آن در قرآن و روايات متواتر المعناى رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - دربارهء آن ، نوعى ترسيم نموده و به تصوير مىكشند كه هيچيك از امور ششگانهء فوق را به وجود نمىآورد ؛ چون طبق اعتقاد مثبتين « نسخ در قرآن » ، امور ذيل در آن رعايت شده است ، از اين رو هيچيك از اشكالهاى مطرح شده پيش نمىآيد ؛ زيرا « نسخ » مشروع و مورد قبول آنان ، نسخى است كه در زمان خود رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و از طرف قانونگذار حقيقى ( خداوند منّان ) انجام گيرد و از طريق وحى قرآنى « ناسخ » اعلام گردد و از سوى رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - - كه هم شارع است و هم مخاطب واقعى و حقيقى قرآن - به امّت اسلامى اعلام گردد ، امّا نسخ پس از رحلت رسول خدا - صلّى اللّه