حكم منسوخ ، يك حكم شرعى و وحيانى نبوده ، بلكه نظر شخصى رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - بوده است و قرآن آن را انكار كرده و حكم خدا را در آن باره اعلام نموده و پژوهشگران اسلامى ، حتى صحابه و تابعين آمدهاند و تصحيح اشتباهات پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - را « نسخ » ناميده و برايش دلايلى نيز فراهم آوردهاند « 1 » » .
پاسخ اشكال وى
به نظر مىرسد كه اين سخن صحيح نباشد ، بلكه آن قطعا بر خلاف نصّ قرآن است ؛ زيرا قرآن با صراحت قطعى در موارد مكرر ، با تعبيرهاى گوناگون ، اعلام مىكند كه :
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
. « 2 »
« او هرگز به هواى نفس سخن نمىگويد ، سخن او جز وحى خدا نيست » .
ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ
. « 3 »
« . . . شما آنچه را رسول حق دستور مىدهد ( منع و يا عطا كند ) ، بگيريد و هر چه نهى كند ، واگذاريد و از خدا بترسيد كه عقاب خدا بسيار سخت است » .
و آيهء تطهير و ديگر آيات كريمه كه هر مسلمانى بدان باور دارد .
از سوى ديگر ، آيات فراوانى است كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را تنها مسؤول بلاغ معرفى كرده و مىگويد او تنها رسالتش ابلاغ وحى بوده و هيچگونه اختيارى در مورد تشريع و وحى از خود ندارد و از اين رو فرمود :
ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ . . .
« 4 » .
« بر پيامبر جز تبليغ احكام الهى ، وظيفهاى نيست . . . » .
باز فرمود :
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ . . .
« 5 » .
هامش
( 1 ) ر . ك : عبد المتعال جبرى ، « نسخ . . . » ، پيشين ، ص 22 .
( 2 ) النجم ، 3 - 4 .
( 3 ) الحشر ، 7 .
( 4 ) مائده . . . 99 و النحل : 35 .
( 5 ) الحاقّة ، 44 ، 45 و 46 .