5 - « هو بيان إنتهاء مدّة الحكم الشرعي ، مع التأخر عن زمنه ، نسخ عبارت است از اعلام پايان مدت و زمان حكم شرعى با تأخر از زمان صدور آن » . « 1 »
6 - بالأخره ، گروهى نيز آن را به « بيان إنتهاء حكم شرعى به طريق شرعى متراخ عنه » ( بيان و اعلام پايان مدت اجراى يك حكم شرعى از طريق حكم شرعى ديگرى كه بعد از حكم اول از طرف شارع صادر شده باشد ) تعريف كردهاند » . اين تعريف از ابو اسحاق اسفرائينى است به نقل از فخر الدين رازى در كتاب « المحصول » « 2 » . چند لحظهاى بر سر اين تعاريف ، جهت ارزيابى آنها توقف مىكنيم تا آنكه جامعيت و مانعيت آنها را ملاحظه كنيم .
نقد و بررسى تعريف مدرسة بيان
1 - قيد « حكم شرعى » برائت اصليّه و همچنين حالت سابقهء قبل از نزول و فرويش وحى را از مدار « نسخ » بيرون مىكند ؛ چون برائت اصليه و حالت سابقهء جاهلى ، هيچكدام حكم شرعى نيستند تا وارد مدار منسوخ زائد شوند « 3 » .
2 - قيد به طريق شرعى « ناسخ » هر دو قسم نسخ « چه « 4 » با بدل چه بدون آن ) را فرا مىگيرد ، چرا كه قائلين به « نسخ » به هر دو قسم اعتقاد دارند و علاوه بر اين قيد
هامش
و برهان الدين جعبرى مؤلف كتاب در سال ( 733 ه . ق ) درگذشت .
( 1 ) مصطفى زيد ، همان ، به نقل از « تحرير المنقول و تهذيب علم الاصول » ( مخطوط ) دار الكتب به شمارهء 302 ، قسمت « اصول الفقه » ، ص 47 ، تأليف مرداوى ( ت 885 ه . ق ) .
( 2 ) ر . ك : عبد المتعال جبرى ، النسخ فى الشريعة الاسلامية ، پيشين ، ص 19 به نقل از « المحصول » رازى ، ج 1 ، قسم اول ، ص 431 و ، ج 2 ، ص 131 به گزارش از ابو اسحاق اسفرائينى .
( 3 ) مانند روزهء ماه رمضان چرا كه وجوب روزهء ماه رمضان ، حكمى است شرعى ، بيان مىكند پايان زمان برائت اصليّه را كه مردم پيش از آمدن شريعت اسلامى مكلّف به روزهء آن نبودند و لكن اين « نسخ » نيست ؛ چون حكم زايل شده « برائت از روزه » حكم شرعى نبوده ، بلكه حكم عقلى بوده است .
( 4 ) و اگر مىگفت : « به حكم شرعى » تنها « نسخ » با بدل را فرا مىگرفت . و اين خلاف اعتقاد قائلين به « نسخ » است . ر . ك : عبد المتعال جبرى الناسخ ، پيشين ، ص 19 - به نقل از علامه قاسمى در قواعد التحديث ، ص 316 .