امكان عقلى اعجاز
گذشت كه اعجاز پديدهاى بر خلاف جريان طبيعى و متعارف عالم است ، ليكن مفاد اين سخن آن نيست كه معجزه « محال عقلى » باشد . چرا كه اگر اعجاز امتناع ذاتى - مانند اجتماع نقيضين - و يا غيرى - استلزام محال ذاتى - داشت ، مشمول قدرت قرار نمىگرفت و امكان وقوع نمىيافت . زيرا تنها پديدههاى امكانى مقدور و قابل تحققاند و نه پديدههاى ممتنع الوجود . نهايت آن است كه معجزه « محال عادى » است ، و اين هم امرى بىبديل نمىباشد . نظام مشهود هستى هر روز حوادث غير متعارفى را به نمايش مىگذارد ، مانند بيماران غير قابل علاجى كه به يك باره درمان مىيابند ، موجودات بىجان كه تبديل به موجود زنده مىشوند ( مانند تبديل خاك ، گياه ، نطفه . . . به انسان و يا به عكس ) همين طور آثار شگفتى كه از مرتاضان بروز مىيابد و . . .
نگرش وحيانى قرآن در زمينه پيوند و ارتباط پديدههاى جهان با همديگر و همين طور با مبدأ هستى ، اين گونه تفسير مىيابد كه تمام پديدههاى عالم از مجراى طبيعى اسباب و مسبّبات فيض وجود مىگيرند ، در عين آنكه ارتباط بنيادى تكتك آنها با خداى هستى بخش محفوظ است :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
. « 1 » آيه شريفه دلالت مىكند كه اشيا با تقدير الهى از ساحت بساطت به مرحله تعيين و تشخّص همراه با تمام روابط و خصوصيات علّى معلولى مىپيوندند .
همانطور كه مفاد برخى آيات است ، ارتباط سببى ويژه خدا نسبت به پديدگان سارى و نافذ است ، هر چند كه طرق عادى و اسباب متعارف به روى او مسدود باشد :
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً
« 2 » ،
هامش
( 1 ) حجر / 21 .
( 2 ) طلاق / 3 .