إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى
« 1 » ، بىگمان راهنمايى [ بندگان ] بر ماست .
بدين جهت لازمه علم و حكمت ، لطف و رحمت و قدرت خداوند اين است كه در سرنوشت انسان ، افزون بر هدايت عمومى شيوهء ويژهاى از رهنمود متناسب با نوع نياز وى را داشته باشد كه عبارت است از هدايت و مداخله تشريعى .
كَذلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
. « 2 »
پيداست كه مفهوم اين كلام هرگز به معناى تعطيل و كنار نهادن عقل نمىباشد .
بلكه پيام وحى نبوى مكمّل انديشهء انسان و راهنماى برونى اوست ، همان گونه كه عقل راهنماى درونى اوست .
روح وحى از عقل پنهانتر بود * ز آنكه او غيب است و او زان سر بود
روح وحيى را مناسبهاست نيز * در نيابد عقل ، كان آمد عزيز « 3 »
وحى و عصمت
به رغم ترسيمى كه كتاب مقدس يهودى - مسيحى از نبوت و وحىگيرى ارائه مىدهد و آن را فاقد هر گونه ويژگى خاص معرفى مىكند ، « 4 » از نظر قرآن ، نبوت موهبتى الهى است و وحىگيرى مشروط بر يك سلسله شرايط و خصايص مىباشد كه « عصمت » در دريافت پيام غيب و حفظ و ابلاغ آن و همين طور عصمت در رفتار فردى و وظيفه عبوديت پروردگار به حكم عقل و شرع اساسىترين آنهاست .
از آنجا كه پيام وحى تشريعى سنگينترين و خطيرترين رسالتهاست و هر انسانى نمىتواند به طور مستقيم مخاطب و گيرندهء آيات شفاهى و حقايق غيبى باشد ،
هامش
( 1 ) ليل / 12 .
( 2 ) شورى / 2 .
( 3 ) مثنوى دفتر دوّم .
( 4 ) سفر پيدايش 9 : 20 - 27 ، 19 : 30 - 38 ، دوّم سموئيل / 11 ، 13 ، 18 ، اوّل پادشاهان 13 ، مرقس 14 :
71 ، متى 16 : 13 - 19 ، اعمال رسولان 7 ، 8 ، 9 ، . . . .