سلامت كامل
براى ما هنوز مجال تأمل و بازرسى هست كه آيا بروز اين حالات يك امر مصنوعى و ساختگى است ؟ آيا او مىتوانسته تمام نيروهاى فكرى خود را متمركز سازد و اين نمود را در خود بپروراند ؟ يا اين امر خارج از اختيار و ارادهء او و يك كاركرد كاملا برونى بوده است ؟ و اگر براى ارادهء او نقشى قايل نشويم ، آيا عوارض داخلى بدنى يا روانى خاصى زمينهء پيدايى اين رخداد بوده است ؟
دقت در زواياى زندگى و رفتار او نشان مىدهد كه هيچ وجه اشتراكى ميان حالات او در برههء وحى پذيرى و حالات يك فرد هيجان زده يا مبتلا به اختلال نيروهاى عصبى كه باعث از ميان رفتن نيروى شعور و غلبهء نابخردى و پرده درى مىگردد ، شناسايى نمىشود . زيرا افزون بر اينكه هشيارى و شعور كامل او در متن جريان تلقّى وحى محفوظ است ، اين حالت منشأ عقل و علم و اشراق مىگردد و اين موقعيت را از بىهوشى و صرع و . . . جز آن متمايز مىسازد :
أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ
. « 1 »
فقدان به هنگام نياز
اگر حالات و عوارض و سپس القاى پيام مخصوص در تحت كنترل شخص پيامبر و ارادهء او بود ، او به عنوان يك انسان در تعامل اجتماعى خود با مردم و مقتضيات تفكر خويش ، هر گاه بدان نياز داشت مىبايست آن را در خود بيافريند ، در صورتى كه واقعيت تاريخ خلاف اين موضوع را گزارش مىدهد . در برههاى از زمان وحى منقطع ( فترت وحى ) مىشد ، « 2 » گاه در شرايط بسيار حساسى كه براى فيصلهء برخى
هامش
( 1 ) اعراف / 184 و سبأ / 46 .
( 2 ) ر . ك : التمهيد فى علوم القرآن ، آية اللّه معرفت ، 1 / 83 ، بحار الانوار ، 18 / 197 و كتابهاى تفسير ذيل سورهء ضحى .