مىشود . در اين خيمهها قرآن را بر طبق آنچه خدا نازل كرده آموزش مىدهند ، به همين دليل براى كسانى كه پيش از اين حفظ كردهاند دشوار مىنمايد چون مخالف با انس و تأليف آنهاست .
مهمترين قسمت ذيل روايت ، يعنى عبارت : لانه يخالف فيه التأليف است ، و گرنه صدر روايت مانند روايات پيشين ، حداكثر دلالتى كه دارد و بيان مىكند اين است كه به آنها قرآنى را مىآموزند كه نازل شده و اين كلام با اختلاف قرائت هم مىسازد .
چه بسا آياتى است كه چندين قرائت روايت شده ، با آنكه يك قرائت مطابق با وحى و نزول است و همانطور كه قبلا اشاره شد ، اصل وحى متواتر و قطعى است ، اما قرائتها مختلف است . ممكن است مواردى از قرائتها باشد كه بر خلاف مألوف ذهنها قرار گيرد و حتى مردم آن را حفظ كرده باشند ، طبعا تغيير آن با سابقه ذهنى دشوار مىآيد . لذا قسمت اول روايت به تنهايى نمىتواند شاهد بر مسئله باشد ، فقط ذيل روايت محل استشهاد است كه مىگويد قرآن امام عصر مخالف تأليف قاريان است .
اين روايت نيز از جهاتى براى استدلال مورد مناقشه است .
1 - روايت مرسله است و شيخ مفيد كه اين روايت را در ارشاد نقل كرده ، طريق نقل روايت را معين ننموده ، لذا طريق روايت مجهول مىباشد و نمىتواند مبناى استدلال قرار گيرد .
2 - مخالفت با تأليف ، مرادف با مخالفت با ترتيب نيست . گاهى مخالفت در تأليف ، مخالفت در قرائت يا تفسير است .
در مورد كسانى كه قرآن را با قرائت معينى مثل ورش به روايت قالون حفظ كردهاند ( قرائتى كه هم اكنون در كشورهاى مغرب عربى متداول است ) حفظ و خواندن قرائت حفص بروايت عاصم ( قرائت اكثر كشورهاى
مصحف امام على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: سيد محمد على ايازى
ص٩٥