اكنون در پاسخ به شبهه نكاتى چند را يادآور مىشويم .
1 - خبر محمد صالح مازندرانى در شرح اصول كافى به نقل از كتاب سليم بن قيس به هيچ وجه در كتاب تحقيق شده سليم نيست « 1 » ، حتى در نسخه بدلها همچنين عبارتى ديده نمىشود . معلوم نيست مازندرانى اين خبر را از كجا نقل كرده كه در مصحف امام على ، هيجده هزار آيه است . از اين گذشته ، مشهور اين است كه كتاب سليم نسخههاى گوناگونى داشته .
آقا بزرگ تهرانى از نسخههاى گوناگون و متفاوتى از اين كتاب ياد مىكند . « 2 »
به اين جهت با اين اختلاف نسخهها و دست بردنهاى بسيار در نسخه و شبهاتى كه درباره اين كتاب آمده ، استناد به چنين روايتى هرگز قابل قبول نيست . « 3 »
البته در اصول كافى در كتاب فضل قرآن روايتى ديگر از هشام بن سالم ( در برخى نسخهها هارون بن مسلم ) مشابه آنچه ذكر شد آمده ، « 4 » با اين تفاوت كه مىگويد : قرآنى كه جبرائيل به پيامبر نازل كرد هفده هزار ( 17000 ) آيه داشت ( نه هيجده هزار ) .
و لذا ممكن است اين نويسنده ، روايت كلينى را با روايت سليم خلط كرده باشد . اما اين روايت كه به ظاهر از نظر اسناد صحيح و همهء رجال آن مورد وثوق است از چند جهت مورد مناقشه و غير قابل قبول است .
الف : كلينى از طبقه نهم است و على بن حكم راوى كلينى از طبقه ششم . كلينى نمىتواند مستقيما از اين فرد نقل روايت كند ، پس بايد در اين
هامش
( 1 ) - اين كتاب توسط محمد باقر انصارى تحقيق و نشر الهادى آن را در سه مجلد منتشر كرده است .
( 2 ) - تهرانى ، الذريعة الى تصانيف الشيعة ، ج 17 / 276 ، بيروت ، دار الاضواء ، ط 2 .
( 3 ) - درباره تفصيل نقد اين كتاب نك : معرفت : صيانة القرآن من التحريف / 225 .
( 4 ) - كلينى ، اصول كافى ، ج 2 / 634 ، ح 28 .