تأويل . لذا اين فرض كه بگوييم اين دو يكى بودهاند به ظاهر بعيد به نظر مىرسد ، تنها چيزى كه زمينه وحدت موضوعى اين كتاب را تداعى مىكند ، تشابه موضوعات فقهى با اوصاف خاص در اين دو كتاب است .
مثلا در روايت سليم آمده است كه هر حكم حلال و حرام و كيفر يا حكمى حتى ديه خراش را كه امت تا روز رستاخيز بدان نياز دارد با املاى فرستاده خدا و دست خطم نوشتهام . « 1 »
و اين تعبير در اوصاف كتاب على مكرر در مكرر آمده است . به عنوان نمونه در روايت عبد الرحمن بن عبد اللّه از امام صادق آمده است : « ما خلق اللّه من حلال و لا حرام الّا فيها حتى ارش الخدش » . « 2 »
خلاصه وحدت موضوعى از چند جهت در اين دو عنوان ديده مىشود .
1 - در برداشتن احكام حلال و حرام كه هم در مصحف آمده و هم در كتاب .
2 - جامعيت احكام حلال و حرام بويژه در موضوع جزائيات اسلام ، حتى مثل ديه خراش .
3 - بيان اين احكام براى همه زمانها و شرايط مختلف با اين تعبير كه هر چيزى كه امت تا روز قيامت به آن احتياج دارد آمده . « اىّ شىء تحتاج اليه الأمة الى يوم القيامة » . دقيقا تعبيرى كه در باب صحيفه و جامعه آمده : « علم ما يحتاج اليه الناس الى يوم القيامة من حلال و حرام » . « 3 »
4 - نكته ديگر منبع و مأخذ اين دو نوشته است كه بنابر نقل روايات هم
هامش
( 1 ) - كتاب سليم ، ج 2 / 657 .
( 2 ) - صفار ، بصائر الدرجات / 144 .
( 3 ) - همان / 160 .