پيامبر خاتم باشد كه پس از او دست بشر تا هميشه از دامن وحى جديد منقطع خواهد شد . در اين صورت ممكن نيست شخصى چون پيامبر مسأله گردآورى و تأليف را به ديگران واگذار كرده باشد و در حيات خود ، كارى چنان سترگ را به اهمال وانهاده باشد .
اتفاقا با مطالعه احوال پيامبر ، اين مطلب به خوبى روشن مىشود كه پيامبر در طى دوران بعثت و نزول قرآن ، راجع به اين موضوع بسيار جدّى بود و مدام تلاش خود را به نگهدارى آن مصروف مىكرد . قرآن را پس از وحى ، با درنگ و تأمل بر مردم مىخواند تا آنان نيز فرا گيرند و حفظ كنند . براى فرا گرفتن و حفظ و ثبت كردن ديگران ، حرصى عظيم داشت . به همين دليل آن همه خبر تشويق آميز براى قرائت و حفظ و ختم قرآن از آن حضرت به مناسبتهاى گوناگون نقل شده است .
يكى از دانشمندان به نام بلخى در كتاب تفسير خود به نام « جامع علوم القرآن » مىنويسد :
« بسى شگفت انگيز و بهت آور است كه مسلمين چگونه اين رأى و عقيده را مىپذيرند كه رسول خدا در زمان حيات خود ، قرآن را به حال خود واگذارده ، موضوع قرائت و تلاوت آن را استحكام نبخشيده و به جمع و تأليف و ترتيب آيات و سوره آن اهتمام و اقدام نكرده باشد ، قرآنى كه حجتى براى مسلمين و سرمايهء اساسى دعوت پيغمبر و بيان فرائض و احكام دين او بود . » « 1 »
يكى از دانشمندان معاصر مىنويسد :
« آيا ممكن است پيامبرى كه اگر كسى درهمى قرض مىگرفت ، دستور مىدهد بنويسند ، در زمان خود ، قرآن را بتمامه ننويسد و منظم نكند .
هامش
( 1 ) ابن طاووس ، سعد السعود / 192 و همچنين حجتى ، سيد محمد باقر ، تاريخ قرآن كريم / 223 .