سيوطى پس از اين خبر ، خبر ديگرى را نقل مىكند كه ابن سيرين از طريق خود نقل كرده كه على ( ع ) فرمود : چون پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله فوت كرد ، تصميم گرفتم كه عباى خودم را بر دوش نياندازم مگر براى نماز جمعه جز آن كه قرآن را گردآورم و گرد هم آوردم . سپس بلافاصله از ابن حجر عسقلانى نقل مىكند كه اين خبر ضعيف است و بر فرض هم كه صحيح باشد منظور از گردآورى ، حفظ در سينه است . « 1 »
سيوطى كه اين درهم ريختگى و تناقض را ديده و مشاهده مىكند كه چگونه هر كس براى گريز از تناقض دست به توجيه مىزند و واژهء « جمع » را طبق معناى دلخواه خود تفسير مىكند ، مىنويسد :
« از غرايب اين است كه ابن اشته ( م 360 ) در كتاب مصاحف خود نقل مىكند كه ابن بريده گفت : اول كسى كه قرآن را در يك مصحف گرد آورد ، سالم مولى ابى حذيفه بود . . . ولى اسنادش منقطع است و ممكن است به امر ابو بكر او جزء جامعين قرآن باشد . » « 1 »
گويا سيوطى خود فراموش مىكند كه در آغاز فصل نقل كرده بود كه واقعه يمامه موجب پيدايش فكر جمع آورى قرآن در زمان ابو بكر شد و در رأس نام كشته شدهها نام سالم قرار داشت . « 3 »
پس سالم نمىتواند اين فكر را در ذهن ابو بكر بوجود آورد ، خصوصا آن كه در خبر قبلى آمده بود كه عمر اين پيشنهاد را كرد و ابو بكر مدتى در حال ترديد بود . در اين خبر به مانند سياق كلام على ( ع ) آمده است :
« اقسم لا يرتدى برداء حتى يجمعه »
سوگند مىخورم كه ردا بر دوش نياندازم مگر آن كه قرآن را گردآورى كنم .
هامش
( 1 ) سيوطى ، الاتقان ، ج 1 / 204 .
( 3 ) راميار ، محمود ، تاريخ قرآن / 298 .