كنند يا بكاهند يا چيزى را مقدم بدارند يا عقب بياندازند . . . و اين پيامبر بود كه اصحاب خود را تلقين مىكرد كه بر چه ترتيبى انجام دهند ، ترتيبى كه هم اكنون نيز موجود است . « 1 »
در همين راستا سيد شريف مرتضى ( م 436 ) مىگويد :
« قرآن را در زمان پيامبر تعليم مىدادند و از حفظ مىكردند حتى جمعى از صحابه مانند عبد اللّه بن مسعود و ابى بن كعب چند بار قرآن را نزد پيامبر ختم كردند . »
و لذا در قسمتى ديگر از سخن خود مىنويسد :
« كان القرآن على عهده مجموعا مؤلفا على ما هو عليه الآن . » « 2 »
جمع قرآن در عهد پيامبر انجام گرفت به همين شكل كه الآن در اختيار ماست و ترتيب به همان ترتيب موجود است .
دليل سوّم
از ادلهء ديگر بر اثبات جمع و ترتيب قرآن و توقيفيت آن ، روايات فضيلت ختم قرآن از زبان پيامبر است . اين روايات شامل چند دسته مىشود : 1 - رواياتى كه در باب فضل قرائت تمام قرآن است . 2 - رواياتى كه با تعبير به ختم قرآن آمده است . 3 - رواياتى كه اصحاب پيامبر متابعت فرمان پيامبر را كرده و چندين بار قرآن را ختم كردهاند ، كه همه اينها دليل بر آن است كه قرآن ابتدا و انتهايى داشته و در زمان پيامبر مشخص بوده است .
مرحوم شيخ صدوق در كتاب اعتقادات به اين روايات در جهت اثبات مصونيت قرآن از تحريف ، تمسك كرده و فرموده است :
« آن چه در باب ثواب تلاوت سورههاى قرآن و ثواب ختم قرآن آمده ،
هامش
( 1 ) سيوطى ، الاتقان ، ج 1 / 215 .
( 2 ) طبرسى ، مجمع البيان ، ج 1 / 15 ، به نقل از رساله طرابلسيات .