روحانيت و ساير طبقات و هزاران بدبختى ديگر وجود دارد . چه بايد كرد ؟ آيا نبايد همه با هم در فكر علاج باشيم ؟ آيا وقت آن نرسيده كه هر كس به اندازهء استعداد خود قدم اصلاحى بردارد ؟ آيا نبايد يك دستگاه تبليغاتى قوى ، كه بر اساس قانون مقدس آسمانى كار خود را شروع كند ، به وجود آيد ؟ « 1 » در مقدّمهء سيماى اسلام ، نشريهء دار التبليغ اسلامى قم آمده است :
ترديدى نيست كه اسلام ، آن گونه كه هست و واقعيت دارد ، درست شناخته نشده و جامعههاى اسلامى قرنها است كه از قوانين و حقوق اسلامى در فاصلهاى غمانگيز و سرسامآور قرار گرفتهاند . . . « 2 »
اين سخن كه گفته شود : اسلامى كه هست اسلام واقعى نيست ، از اين حكايت دارد كه اين برداشت و تفسير از اسلام را قبول نداشته ، تجديد نظر و بازنگرى در آن را لازم مىدانيم .
اين نشريه سپس به تبيين هدف اين مؤسسه مىپردازد كه هدفش « اين بود كه چهرهء واقعى اسلام به وسيلهء مبلغين آزموده و ورزيده ، از طريق بيان و قلم به مسلمانان ، در درجهء اول و به همهء جهانيان ، در درجهء بعد نموده شود . » « 3 » و در ادامه ، اقدامات انجام شده را چنين برمىشمارد :
. . . ولى در عين حال در همين مدت كوتاه توانسته است گامهاى مؤثرى براى تربيت مبلّغ بر اساس برنامههايى منظم و حساب شده بردارد و طرز فكر و ديد تازهاى از تعليمات اسلام و وضع دنياى امروز را در برابر ديدگان آنها مجسم سازد و با آميختن درس اصلى حوزههاى علمى با ساير علوم اسلامى . . . و قسمتى از علوم طبيعى و رياضيات و تعليم و تمرين فن خطابه و نويسندگى ، آنها را مجهزتر سازد و با تعليم چند زبان خارجى به آنها امكان دهد كه در آينده بتوانند صداى اسلام را به مناطق وسيعترى از جهان اسلام برساند . « 3 »
برخى از كتابهاى شخصيتهايى چون شهيد مطهرى و استاد محمد تقى جعفرى ، حاصل چنين گردهمايىها و نشستهايى است . هفت گفتار اول از كتاب ده گفتار آن شهيد عالى مقام ، در واقع سخنرانىهايى بوده است كه در فاصلهء دو سال در محفلى ماهانه
هامش
( 1 ) . مكتب تشيع ، سال اول ، ارديبهشت 1338 ( مقدمه ) .
( 2 ) . دار التبليغ اسلامى ، سيماى اسلام ، سال 1348 ، ص ده .
( 3 ) . همان ، ص هفده .