ايران و اسلام شده بود استبداد مىدانست « 1 » و در طلب مجد و عزت مسلمانان به تطبيق اصول مشروطيت با قرآن ، حديث و نهج البلاغه پرداخت . « 2 » كوشش او آغازگر تلاشى بود كه انديشمندان اين دوره در مواجهه با تفكرات و پديدههاى نوين غربى بدان دست يازيدهاند . بحث او دربارهء لزوم داشتن يك قانون اساسى مدون ، مشروعيت پارلمان و دفاع از آزادى و برابرى ، در خور تأمل است . اهميت اين بحثها را هنگامى مىتوان دريافت كه به استدلالهاى مخالفان براى اثبات ضد دينى بودن اين مقالات توجه كنيم .
مسئلهء تدوين قانون اساسى ، جنجال فراوانى برانگيخت . به محض آن كه علماى مخالف مشروطه احساس كردند كه از آن پس امكان دارد علاوه بر قرآن و حديث ، قانونى ديگر به شيوهاى رسمى مورد استناد قرار گيرد ، واكنشهايى سخت نشان دادند و آن را بدعت ، نوآورى و در نتيجه ، حرام و بر ضد اسلام دانستند . « 3 »
ميرزاى نائينى در مشروع بودن پارلمان چنين استدلال مىنمايد كه هنگامى كه يك حكمران واقعا قانونى و شرعى ، يعنى امام ، در ميان نيست و ثابت شد كه اصل رايزنى ، مورد پشتيبانى اسلام است و روشن گرديد كه هيچ نظامى كاملتر از نظام پارلمانى وجود ندارد كه جايگزين شيوهء حكومتى امام گردد ، بنا بر اين لازم و واجب مىشود كه حكومتى مشروطه و پارلمانى كه بتواند نيروهاى استبدادى را در هم بكوبد بنياد گردد .
مسئلهء « اكثريت آراء » و بحث وكالت ، دو مبحث مرتبط با تشكيل پارلمان بودند كه با مخالفت مواجه شدند و اعتبار دادن به « اكثريت آراء » از نظر مذهب اماميه غلط دانسته شد . « 4 »
واكنش در برابر مسئلهء « آزادى » با چنان مخالفت و مبارزهء پيگيرى همراه بود كه نمايشها و راهپيمايىهاى خونين خيابانى فراوانى را به بار آورد . « 5 » ميرزاى نائينى به دفاع از آزادى برخاست ، زندگى در يوغ استبداد را بردگى شمرد و آزادى كلام و مطبوعات را همان « موعظة الحسنة » دانست . « 6 »
هامش
( 1 ) . عبد الهادى حائرى ، تشيع و مشروطيت در ايران و نقش ايرانيان مقيم عراق ، ص 239 .
( 2 ) . همان ، ص 238 ، 240 ، 241 و 284 .
( 3 ) . همان ، ص 278 .
( 4 ) . همان ، ص 285 .
( 5 ) . همان ، ص 300 .
( 6 ) . همان ، ص 302 - 303 .