[ از ديگر كيشها ] بود . زبانشان كه زبان فرشتگان به شمار مىآمد ، هرگز هماورد و همتايى نمىيافت و شيوهء زندگى آنان هيچ گونه كاستى به همراه نداشت .
از اين روى ، اروپاى باخترى چه چيزى براى ارائه داشت . « 1 »
مواجههء غير واقع نگرانه با اقوام غير مسلمان ، با احساس خود برتر بينى و تحقير طرف مقابل ، نمودى روشن در كتاب احكام الجهاد ميرزا بزرگ دارد . اين كتاب كه دربارهء اوصاف ذميمهء روس سخن رانده ، از آنان تصويرى غير واقعى ترسيم كرده و تمامى محسّنات آنان را يك سره به دست فراموشى سپرده است « 2 » و براى تحريك احساسات و همدردى مسلمانان ، در وصف رفتار آنان با اهالى آذربايجان چنين راه اغراق پيموده است :
محض ايذاى مسلمين سگ به مسجد بردن و آب دهان بر فرش مساجد انداختن و مسجد را كليسا ساختن رسم و سنت است . . . مسلمين را با طعمهء ذبيحهء خود ضيافت مىكنند و كسى را پرواى پرهيز نيست . و به خانهها بىاجازت مىروند و زنى را ياراى گريز نه . « 3 »
يكى از نويسندگان آن زمان ، برخورد مسلمانان با غير مسلمانان را چنين توصيف مىكند :
تركان و عربان ، انديشهء رفتن به سرزمين كافران را براى بازرگانى به خود راه نمىدادند و در بهترين حالت به كافران اجازه مىدادند تا به سرزمين آنان بيايند .
هنگامى هم كه برقرارى ارتباط امرى ضرورى بود ، مسئوليت گفتگو و تماس با آنها را ، كه به علت كافر بودنشان وابسته به دار الحرب به شمار مىآمدند ، به نامسلمانان ، يعنى شهروندان درجهء دوم وا مىگذاشتند . « 4 »
در برخى موارد ، اصلا كسى را نمىيافتند تا بتواند با اروپايىها ارتباط برقرار نمايد . « 5 »
در بسيارى از نوآورىها نيز وضع به همين منوال بود . در استانبول يك يهودى براى نخستين بار چاپخانهء كشور عثمانى را بنياد نهاد . « 6 » در اصفهان ، تنها ارامنه از صنعت
هامش
( 1 ) . همو ، ايران و جهان اسلام ، ص 58 ؛ همو ، نخستين رويارويىهاى انديشهگران ايران با دو رويهء تمدن بورژوازى غرب ، ص 132 - 140 .
( 2 ) . همو ، نخستين رويارويىهاى انديشهگران ايران با دو رويهء تمدن بورژوازى غرب ، ص 379 .
( 3 ) . همان ، ص 388 .
( 4 ) . همو ، امپراتورى عثمانى و دو رويهء تمدن بورژوازى غرب ، ص 103 .
( 5 ) . همو ، نخستين رويارويىهاى انديشهگران ايران با دو رويهء تمدن بورژوازى غرب ، ص 134 .
( 6 ) . همو ، امپراتورى عثمانى و دو رويهء تمدن بورژوازى غرب ، ص 16 .