« اثرى كه مصلحان بزرگ مسيحيت اروپا ، بخصوص « لوتر » و « گالون » در بيدارى افكار و بسيج نيروها و استعدادهاى معنوى جامعهء راكد قرون وسطايى مغرب زمين گذاشتهاند ، چندان عميق و پردامنه است كه به عقيدهء من آن را مىتوان « مقدمهاى واجب » بر نهضت علمى و فكرى و اجتماعى اروپا و زمينهسازى لازمى براى رشد تمدن جديد دانست . . . » « 1 »
آداب زندگى و معاشرت ، موقعيت زن « 2 » و فعاليتهاى اجتماعى و روحيهء مشاركت و همكارى جمعى در غرب ، « 3 » جلوههاى ديگرى بود كه برخى را شيفته خود كرد تا بدان جا كه از ديدگاه آنان اروپاييان در خط انبيا معرفى مىشوند ، حمام رفتن صبحگاه آنان به منزلهء وضو و غسل قلمداد مىگردد ، خواندن سرمقالهء صبح به منزلهء نماز ، خواندن مقالات و اطلاعات در حكم تعقيبات نماز ، روزنامهء نيمه روز خواندن و به اخبار راديو گوش دادنشان ، صلوة الوسطى و كتاب خواندن بعد از ناهار در حكم تعقيبات نماز ظهر شمرده مىشود . خوابيدنشان همان هشت ساعت خواب شرعى مؤمنان است ، كه عبادت هم هست ، و به قمارخانه و ميخانه و رقاصخانه رفتنشان بسيار اندك و غير قابل ملاحظه به شمار مىآيد . ورزش و تئاتر و موزه رفتن شبانهشان هم در حكم امور مستحبه قرار داده مىشود . « 4 »
در خاتمه لازم است به نكتهاى ضرورى اشاره كنيم :
مباحث نظرى و گرايشهاى روانى ، به رغم آن كه در مقام مطالعه و تحقيق ، از هم تفكيك مىشوند و ظاهرا رابطهاى منطقى با هم ندارند ، اما در واقع در يك فرد و بلكه يك ملت ، كاملا با هم درآميختهاند و رابطهاى تنگاتنگ و ناديدنى بين آنها برقرار است .
كششها و مشكلات ، پسندها و ناپسندهاى روحى ، حداقل زمينهساز طرح بسيارى از مباحث عقلى هستند . مباحث نوينى هم كه در ايام متأخر در حوزهء مباحث دينى جلوهگر شدند ، از اين قاعده مستثنا نبوده ، بر ذهنيت خاص مردمان اين دوره مبتنىاند .
فضاى جديدى كه در مغرب زمين شكل گرفت ، با گامهاى بلندى كه به سوى
هامش
( 1 ) . على شريعتى ، امت و امامت ، ص 4 .
( 2 ) . عفت محمد الشرقاوى ، الفكر الدينى فى مواجهة العصر ، ص 329 .
( 3 ) . محمد البهى ، الفكر الاسلامى الحديث وصلته بالاستعمار الغربى ، ص 141 . او از عبد ه در اين باره سخنى را نقل مىكند .
( 4 ) . مهدى بازرگان ، راه طى شده ، ص 76 - 78 .