نكته دوم : غير از انزال و تنزيل ، اشتقاقات ديگر اين ماده درباره قرآن استعمال نشده است حتى كلمه تنزّل ( از باب تفعل ) در مورد نزول قرآن نيامده ولى درباره نزول ملائكه و شياطين استعمال شده است :
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ
« 1 »
ملائكه و روح در آن شب ( شب قدر ) به اذن پروردگارشان نازل مىشوند .
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّياطِينُ تَنَزَّلُ عَلى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ
« 2 »
آيا به شما خبر بدهم كه شياطين بر چه كسانى نازل مىشوند ؟ شياطين بر هر شخص بسيار دروغگوى بدكار نازل مىشوند .
نكته سوم : در قرآن كريم در مورد نزول تورات و انجيل همواره از كلمه « انزال » استفاده شده است و كلمه تنزيل درباره آنها به كار نرفته جز در يك مورد كه آن هم مربوط به قبل از نزول تورات است « 3 » و از آنجا كه معروف ميان علماء اين است كه تورات و انجيل يك بار آن هم به صورت دفعى نازل شدهاند « 4 » مىتوان اين مطلب را شاهدى بر دفعى بودن « انزال » و تدريجى بودن « تنزيل » دانست .
اكنون پس از اين بحثهاى مقدماتى وارد بحث درباره نزول قرآن مىشويم پيش از هر چيز بايد ديد كه منظور از نزول قرآن چيست ؟ آيا قرآن نيز مانند باران از بالا به پائين و از آسمان به زمين فرود آمده است ؟ به اين سئوال نمىتوان پاسخ مثبت داد زيرا لازمه
هامش
( 1 ) - سوره قدر ، آيه 4 .
( 2 ) - سوره شعراء ، آيه 221 .
( 3 ) - رجوع كنيد به آيه 93 از سوره آل عمران .
( 4 ) - رجوع شود به سيوطى ، الاتقان ، ج 1 ص 42 .