وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها
« 1 »
و اين كتابى است كه ما فرستاديم با بركت است و تصديقكننده چيزى است كه در مقابل اوست تا مردم مكه و اطراف آن را بيمدهى .
وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 2 »
اين قرآن طورى نيست كه از طرف غير خدا به افتراء آمده باشد بلكه آن تصديق چيزى است كه در آن شكى نيست و از جانب پروردگار جهانيان است .
بدون شك منظور از چيزى كه پيش روى قرآن است و قرآن آنها را تصديق مىكند تورات و انجيل و كتابهاى آسمانى ديگر است . حال بايد ديد كه منظور از تصديق كردن قرآن چيست و چگونه قرآن آن كتابها را كه در عصر نزول قرآن همگى تحريف شده بودند و قرآن از تحريف آنها خبر داده است ، تصديق مىكند ؟
معمولا گفته مىشود كه قرآن اصل و اساس نزول تورات و انجيل را از جانب خداوند تصديق و گواهى مىكند . و اين به معنى آن نيست كه تورات و انجيل تحريف شده مورد تأييد و تصديق قرآن است .
اين سخن براى خود سخن درستى است اما با توجه به اينكه در آيات مربوطه قرآن تصديقكنندهء چيزى كه پيش روى اوست
( الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ )
و يا تصديقكننده چيزى كه با اهل كتاب است ( معهم ) معرفى شده ، اين توجيه جاى تأمل است زيرا از اين
هامش
( 1 ) - سوره انعام آيهء 93 .
( 2 ) - سورهء يونس آيهء 37 .