در حالى كه چنين نيست و اعمالشان هيچگونه ارزشى ندارد .
32 - مثل تاريكىها :
أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
« 1 »
يا مانند تاريكىهائى است در دريائى عميق كه آن را موجى بالاى موج بپوشاند و از فراز آن ابرى باشد ظلماتى است كه بعضى بالاى بعضى ديگر است وقتى دستش را بيرون كند نتواند كه آن را ببيند و كسى كه خداوند براى او نورى قرار نداده پس او نور ندارد .
اين آيه كه بلافاصله پس از آيه قبلى آمده ، مثل دومى براى اعمال كافران و بى ارزش بودن آن ذكر شده است در اين مثل اعمال كافران به تاريكيهاى مضاعف تشبيه شده است همانگونه كه در تاريكى محض نمىتوان چيزى را ديد ، كافران نيز نتيجهء اعمال صالح خود را نخواهند ديد .
33 - مثل چهارپايان :
أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا
« 2 »
آيا گمان مىكنى كه بيشتر آنان مىشنوند و مىانديشند آنان نيستند مگر مانند چهارپايان بلكه آنها گمراهترند .
هامش
( 1 ) - سوره نور ، آيه 40 .
( 2 ) - سوره فرقان ، آيه 44 .