هر دو كار خداست و لذا كلام الله و كتاب الله گفته مىشود ولى ذكر كار پيامبر است و به همين جهت به قرآن ذكر الله گفته نمىشود .
البته اين برداشتى كه ما از ذكر كرديم منافات و مغايرتى با اين ندارد كه بگوئيم ذكر بودن قرآن به معناى يادآورى و تذكر احكام و معارف الهى به مردم است و يا بگوئيم قرآن از آنجهت ذكر است كه علو و شرف دارد . همچنانكه در لغت به اين معانى آمده است . « 1 »
از جمله مواردى كه از قرآن به عنوان ذكر ياد شده است آيات زير مىباشد :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
« 2 »
ما ذكر ( قرآن ) را نازل كرديم و ما نيز نگهبان آن هستيم .
وَ هذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ
« 3 »
و اين ذكر مباركى است كه نازل كرديم .
در قرآن كريم حدود بيست بار واژه ذكر به معنى قرآن آمده است .
5 - كتاب :
شايد بتوان گفت در قرآن كريم پس از واژه قرآن بيشتر از هر واژهاى كلمه كتاب در مورد قرآن به كار رفته است . اين كلمه گاهى به صورت مفرد و گاهى با اضافه و به صورت كتاب الله و گاهى همراه با صفاتى مانند مبين و حكيم و منير و مسطور و متشابه و غير اينها ذكر شده است .
هامش
( 1 ) - فيومى ، المصباح المنير ص 253 .
( 2 ) - سوره الحجر ، آيه 9 .
( 3 ) - سوره الانبياء ، آيه 50 .