قرآن با بردگى و اسارت افراد بشر ميجنگد و در باب آزاد بودن نوع بشر در اراده و افعال و مكتسبات خود ، بياناتى عالى دارد .
قرآن امتيازات موهوم را در هم ميكوبد و بمقام پرستان و ثروتمندان مغرورى كه مقام و ثروت را نشانهء عظمت دانند ميفهماند كه شخصيت آدمى فقط در سايهء تقوى و فضيلت است .
قرآن بشر را به تحصيل كمالات و ترقى و تعالى و كسب علم و دانش و فضائل اخلاقى ترغيب و تحريص مىكند و در مقابل اعمال صالحه وعدههاى نيكو داده و از بدكارى و اعمال زشت و پيروى هواى نفس بر حذر ميدارد .
قرآن سرچشمهء علوم اسلامى است كه با دعوت بتفكر و تدبر ، افكار خفته را بيدار و با بيان موضوعات مختلف و ارجمند ، راه را براى پيدايش علوم گوناگون بر افراد بشر گشوده است .
قرآن كتاب ارشاد و هدايت است كه حقايق و دستورهاى لازم زندگى را براى رسيدن بكمال و سعادت بيان مىكند تا در اثر پيروى از آن ، جامعهاى بوجود آيد كه كمال مادى و معنوى را دارا باشد و به همين سبب در بارهء تمام موضوعات مورد لزوم سخن گفته است .
قرآن كتابى است كه ظاهرش حكم و شگفت آورنده و باطنش علم بىپايان و بحر عميقى است كه عجائب و غرائب احكام و اسرار آن بانتها نرسد و با كثرت تلاوت كهنگى نپذيرد و همواره بر صفحهء روزگار بماند و مانند انسان داراى صورتى محسوس و سيرتى نامحدود است چنان كه مولانا جلال الدين رومى گويد :
حرف قرآن را مدان كه ظاهر است * زير ظاهر باطنى بس باهر
« 1 » است
زير آن باطن ، يكى بطن دگر * خيره گردد اندر او فكر و نظر
زير آن باطن ، يكى بطن سوم * كاندر او گردد خردها جمله گم
همچنين تا هفت بطن اى بو الكرم * ميشمر تو زين حديث معتصم
« 2 »
هامش
( 1 ) روشن .
( 2 ) مصون و محفوظ .