وجوه ديگر و ردّ آنها ، نظر خويش را چنين مىفرمايد : « بنابراين ، نزول قرآن بر هفت حرف ، توجيه درستى ندارد . پس روايات آن را بايستى طرد نمود . بخصوص ، احاديثى از صادقين - عليهما السّلام - بر تكذيب آنها روايت شده كه قرآن بر يك حرف نازل شده و اختلاف قرائت از ناحيه قاريان پيدا شده است . 30
روش عمومى شيخ در قرائت
مبحث قرائت كه بعد از لغت و اعراب ، از ديگر مباحث ، بيشتر به چشم مىخورد ؛ جايگاه بلندى را در تبيان احراز نموده است . شيخ در برخى موارد ، اظهار نظر و در مواردى ديگر ، هيچگونه ابراز عقيدهاى نمىكند .
1 - مفسر گرانمايه در آغاز ، به نقل نظرات گوناگون مىپردازد . آنگاه حجّت و دليل هر يك را بيان كرده ، سپس در زمينه نظرات ياد شده ، نظر خويش را با ذكر دليل ، روشن مىسازد ؛ هر چند در بسيارى موارد ، بر آن است تا با گزيدهگويى ، بيانى را اختيار و غالبا كلماتى چون : « و الأولى احسنها لانها خطّ المصحف 31 . . » ، « و هو الاقوى » 32 را به كار برد .
مثال : قوله تعالى :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ 33
. . »
قرّاء اهل مدينه و ابن عباس و خلف ، « سلم » بدون الف خواندند و ساير قاريان با الف يعنى « سلام » . اهل كوفه جز عاصم « فتبيّنوا » را « فثبتوا » با « ث » خواندند كه مشتق از ثبوت است چنان كه در سوره حجرات نيز با « ث » خواندهاند ولى سايرين « فتبيّنوا » مشتق از « تبين » خواندهاند .
حجت هر يك :
« كسانى كه « سلم » بدون الف خواندهاند آن را به معناى استسلام گرفتهاند و به اين آيه استناد جستهاند 34 :
« وَ أَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ »
ابان از عاصم آن را به كسر « سين » نقل كرده است و معناى آن مقابل « جنگ كردن » است و آنكه با « الف » خوانده ، آن را به معناى درود و تحيّت گرفته است . »