2 - سكت
در لغت ، امتناع و خوددارى است ، مثل اينكه گفته شود : « سكت عن الكلام » ( از سخن گفتن خوددارى كرد ) ، امّا در اصطلاح به قطع صوت به مدتى كمتر از زمان وقف ( كه از روى عادت انجام مىگيرد ) و بدون قطع نفس و با قصد ادامهء تلاوت گفته مىشود . عمل سكت مقيد به شنيدن است و جز در جايى كه با سند و مدرك ثابت شده و روايت بر آن صحّه گذاشته باشد جارى نمىشود « 1 » .
در روايت حفص ، راوى عاصم كوفى ، فقط در چهار مورد در قرآن عمل سكت انجام مىشود كه عبارتاند از :
1 -
عِوَجاً قَيِّماً
( كهف / 1 - 2 )
2 -
مَرْقَدِنا هذا
( يس / 52 )
3 -
مَنْ راقٍ
( قيامة / 27 )
4 -
بَلْ رانَ
( مطفّفين / 14 ) « 2 »
علماى فن قرائت ، علّت سكت ميان « عوجا » و « قيّما » را اين مىدانند كه « قيّما » از نظر اعراب ، اتصالى به عوجا ندارد و نصب آن به دليل فصل مضمر است كه تقديرش « أنزله قيّما » بوده است كه حال از « هاء » در « أنزله » و يا از كلام مؤمنين است .
و در « مرقدنا » براى بيان اين است كه كلام كفار به پايان رسيده و جملهء « هذا ما وعد الرحمن » يا از كلام ملائكه است و يا از كلام مؤمنين . و در « من راق » و در « بل ران » عمل سكت به جهت اظهار اين مطلب است كه ايندو كلمه جداگانهاند « 3 » .
هامش
( 1 ) - النشر ، ج 1 ، ص 243 .
( 2 ) - ابن الجزرى در موارد چهارگانه فوق عدم سكت ( در دو مورد اول ) و ادغام ( در دو مورد بعدى ) را نيز از حفص جايز مىداند . النشر ، ج 1 ، ص 426 .
( 3 ) - النشر ، ج 1 ، ص 426 .