به وضوح روشن مىسازد كه مثالهاى قرآن در نهايت سهولت و عذوبت و براى تمامى مردم - و نه فقط براى نخبگان و خواص - ارائه گرديده تا آنها را به تفكّر واداشته و چشمهء عبرت را در وجود ايشان جوشان نمايد . همانگونه كه فرمود : وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ . « 1 » و در آيه ديگر فرمود : وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ « 2 »
3 - تصويرگرى مفاهيم و حيات بخشيدن به الفاظ
روشن است كه مفاهيم ذهنى و كليات عقلى مادام كه در ذهن هستند هر قدر مستدلّ و منطقى هم باشند باز اطمينان كافى نمىآفرينند ، چرا كه انسان همواره اطمينان را در امور عينى و محسوس جستجو مىكند . به همين دليل « اكثريّت چشمگير مردم ، حتى عدّهء فراوانى از رشد يافتگان مغزى و روانى ، علاقه شديدى به نمودار ساختن حقايق در صور و اشكال و نمودهاى محسوس دارند . « 3 » به گفتهء جرجانى : « تاثيرى كه ديدن و مشاهده با وجود آگاهى از درستى خبر در دل و جانها دارد - غير قابل انكار است - چنان كه خداى تعالى از ابراهيم عليه السّلام خبر مىدهد كه : قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي . « 4 » . . مثلا اگر شخصى در كنار جويى در موقع گفتگو با رفيقش ايستاده و بخواهد بگويد كه از كوشش خود سود و بهرهاى به دست نخواهد آورد ، آنگاه دستش را در آب فرو ببرد و بگويد : « نگاه كن آيا در دست من چيزى از آب مىماند ، تو نيز در اين كار اينطور مىباشى