در ذهن ديرتر بماند و موضوع آن لطيفتر باشد ، و مقاصد بسيار در الفاظ اندك درج افتد ، و اغراض دور در معرض معنى نزديك تقرير پذيرد . » « 1 »
8 - آرايش و زينت بخشيدن به كلام
استفاده از مثل ، كلام گوينده يا نويسنده را آرايش مىدهد و از خشكى و جمود بيرون مىآورد . به عبارت ديگر نمك و تزيين سخن آدمى است ، و چون از كلام معمولى بيشتر به دل مىنشيند نه تنها مردم عامى ، بلكه گويندگان و نويسندگان بزرگ نيز در بسيارى از موارد براى تقويت نيروى استدلال و افزايش تأثير انفعالى سخن خويش بدان استشهاد مىكنند . بدين طريق كلام آنها كمال و جمال بيشترى پيدا مىكند و تأثير و جذبهاش دو چندان مىشود ، و در حقيقت امثال سائره در هر زبان نمك و چاشنى آن زبان هستند و به مصداق سخن سنائى : « بىنمك هيچ ديگ جوش نيايد . » « 2 »
ابو اسحاق ابرهيم بن سيّار معروف به نظّام ( متوفّى 221 ه ) مىگويد :
« يجتمع فى المثل اربعة لا تجتمع فى غيره من الكلام : ايجاز اللفظ و اصابة المعنى و حسن التشبيه وجودة الكناية ، فهو بلاغة النهاية . » « 3 »
در مثل چهار ويژگى وجود دارد كه در سخنان ديگر يافت نمىشود : ايجاز در لفظ ، انتقال معنا ، تشبيه نيكو و كنايه زيبا ، و اين آخرين پايه بلاغت سخن است كه بالاتر از آن ممكن و متصور نيست .
و صاحب كتاب « عقد الفريد » مىگويد :
« مثل آرايش و زينت كلام ، و جوهر لفظ و شيرينى معنا و مفهوم است . . . چيزى از ارزش آن نمىكاهد و جاى آن را نمىگيرد . » « 4 »
هامش
( 1 ) . تفسير بصائر ، ج 1 ، ص 40 .
( 2 ) . ده هزار مثل فارسى ، مقدّمه ، ص 8 .
( 3 ) . مجمع الامثال ، ميدانى ، ص 6
( 4 ) . عقد الفريد ، ج 3 ، ص 3 .