ب - قتاده گفته است : « آن سوره در مورد يهود نازل شده است . »
ج - از ابى بن كعب - كه يكى از انصار بوده - آمده است كه « ما گمان مىكرديم كه جملهء « لو كان لابن آدم واديان من ذهب لتمنى ثالثا . . . » آيهاى از قرآن است ، تا اين كه
« أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ . . . »
نازل شد .
د - از امام على ( عليه السلام ) نقل شده است : « ما در مورد عذاب قبر شك داشتيم ، تا اين كه اين سوره نازل شد . » جلال الدين سيوطى گفته : « عذاب قبر در مدينه ذكر شده ؛ همچنان كه در قصهء زن يهودى آمده است . »
مىگويم : هر آنچه كه به آن استدلال كرده ، باطل است ؛ زيرا :
اولا ، اين سوره به مسألهء تفاخر نپرداخته است ؛ بلكه به تكاثر اشاره دارد .
ثانيا ، چگونه ابى بن كعب كه اولين كاتب وحى [ در مدينه ] بود ، در شك خود نسبت به يك آيهء قرآن باقى مىماند و از رسول خدا سؤال نمىكند تا اين كه شك او با آمدن سورهاى بر طرف مىشود كه ربطى به آن ندارد و قرآنى بودن چيز ديگرى را مردود مىشمارد .
ثالثا ، چگونه به خودمان اجازه مىدهيم روايتى را تصديق كنيم كه به حضرت امير المؤمنين ( عليه السلام ) در مورد يكى از مسائل آخرت ، نسبت شك مىدهد ؛ در حالى كه او در علم پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله ) است .
و اما اين كه در مورد يهود نازل شده باشد ، محتواى عام سوره را در تنگنا قرار مىدهد ؛ چرا كه اين سوره به مسألهء عامى مىپردازد كه با زندگى بشر كه در خواستههاى كم ارزش فرو مانده ، در ارتباط است .
آنچه درست است - همانطور كه در روايات ترتيب كه متفق عليه است ، آمده - اين است كه اين سوره از نخستين سورههاى مكى است و جلال الدين سيوطى بر اين مطلب در الدر المنثور تصريح كرده و آن را از ابن عباس روايت كرده است . اين اضافه بر آن