سيوطى در الدر المنثور ، همين حديث را از ابن اسحاق و بخارى ابن جرير با سند ضعيف ، از ابن عباس و او از جابر بن عبد اللّه بن رباب نقل مىكند « 1 » .
2 - مرحوم شيخ صدوق از سفيان بن سعيد الثورى نقل مىكند كه به امام باقر ( عليه السلام ) گفتم : اى پسر رسول خدا معنى كلام خدا « الم » و « المص » ( تا آخر حروف ) چيست ؟ فرمود : اما « الم » يعنى « انا اللّه المجيد » ( من خداى مجيد و بزرگوارم ) و اما « المص » يعنى « انا اللّه المقتدر الصّادق » ( من خداى مقتدر و راستگويم ) تا آخر « 2 » .
3 - شيخ صدوق نيز روايت مىكند از على بن محمد بن سيّار از امام حسن بن على ( عليه السلام ) كه خداوند در قرآن خود مىفرمايد :
« الم ذلِكَ الْكِتابُ »
يعنى اى محمد اين كتابى كه به تو فرو فرستادم مركب است از الف و لام و ميم كه لغت و حروف هجاى شما است اگر راست مىگوييد نظير آن را بياوريد « 3 » .
4 - و نيز شيخ صدوق از ابو بصير و او از امام صادق ( عليه السلام ) روايت مىكند كه « الم » حرفى است از حروف اسم اعظم كه در قرآن ، تقطيع شده و هر وقت پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) و يا امام بخواهد آن را در لفظ مركبى جمع نموده ، خدا را با آن مىخواند و دعايش مستجاب مىشود « 4 » .
و سيوطى نيز از سدى نقل مىكند كه حديثى از ابن عباس به او رسيده كه مىگويد :
« الم » اسمى است از اسماء اعظم خدا .
در اتقان نيز مىنويسد : گفته مىشود اين حروف اسم اعظم خدا است ولى ما تركيب آن را نمىدانيم . و از ابن عطيه نيز همين مطلب نقل شده است .
5 - سيوطى از ابن عباس نقل مىكند كه « الم » و « طسم » و « ص » سوگندهايى است كه خداوند به آنها قسم ياد كرده و اينها اسمائى از اسماء خداست « 5 » .
اينها احاديثى بود كه از هر دسته فقط يك حديث نقل شد و همانطور كه مىبينيد اينها بر فرض اينكه از جهت سند اشكالى نداشته باشند ، از جهت دلالت ، قابل جمع نيستند و چگونه ممكن است جمع بين احاديثى كه دلالت دارند بر اينكه اين حروف اشاره هستند بر
هامش
( 1 ) معانى الاخبار ، ج 1 ، ص 23 .
( 2 ) معانى الاخبار ، ص 19 .
( 3 ) معانى الاخبار ، ص 24 .
( 4 ) مدرك سابق ، ص 21 .
( 5 ) الدر المنثور ، ج 1 ، ص 22 .