مىنوشت و با عبد اللّه بن ارقم به سلاطين ، نامه كتابت مىنمود « 1 » .
يعقوبى نيز مىنويسد : كاتبان پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) كه وحى و نامه و عهد نامهها را مىنوشتند عبارتند از : . . . سپس نام عدهاى را مىبرد كه زيد جزء آنها است ليكن همانطور كه گفته شد اين كلام ، صراحتى ندارد زيرا محتمل است كه زيد نامهها را مىنوشته است .
و حلبى ( در كتاب السيره ) مىنويسد : زيد و معاويه هميشه در خدمت پيغمبر مشغول نوشتن وحى و غيره بودند و كارى جز اين نداشتند .
و ابن اثير در كتاب « اسد الغابه » در شرح حال زيد مىنويسد : زيد وحى و غير وحى را براى پيغمبر مىنوشته است و چون نامههايى به پيغمبر مىرسيده كه سريانى بوده ، حضرت ، زيد را مأمور مىكند كه لغت سريانى ياد بگيرد و او در موقع هجرت 11 ساله بود .
صاحب تذكرة الحفاظ در شرح حال زيد مىنويسد : زيد ، قرآن را به مردم ياد مىداد و مسأله ارث را خوب مىدانست و كاتب وحى هم بود ؛ تا اينكه مىگويد : زيد در موقع هجرت ، كودك بود ولى كودكى نجيب و باهوش ، و يازده سال داشت ، پس اسلام آورد و به امر پيغمبر خط يهود را ياد گرفت و داراى خط خوبى بود و وحى مىنوشت . زركلى ( در كتاب الاعلام ) زيد را از كاتبان وحى شمرده است .
صاحب قاموس الرجال در شرح حال زيد از جرزى نقل مىكند كه : زيد وحى و غير وحى را براى پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) مىنوشت . . . زيد ، عثمانى بود و در هيچ يك از جنگهاى على ( عليه السلام ) شركت نكرد .
صاحب جامع الروات در كتابش حديثى نقل مىكند كه دلالت دارد بر اينكه زيد در نزد ائمه ( عليه السلام ) مذموم بوده و آن حديث اين است :
از حضرت باقر ( عليه السلام ) نقل شده كه حكم بر دو قسم است ( حكم خدا و حكم جاهليت ) و من گواهى مىدهم كه زيد در مسائل ارث با حكم جاهليت حكم مىكرد « 2 » .
* * *
هامش
( 1 ) مناقب ، ج 1 ، ص 162 .
( 2 ) جامع الرواة ، ج 1 ، ص 341 .