و ثانيا امر به قرائت قرآن ، امر است به حكايت و تلاوت الفاظ آن به قدر امكان نه قرائت بر طريق اسلوب عربى هر چه باشد . بنابر اين چون در قرائتهاى معروف تواتر اثبات نشده بايد به سند اخبارى كه به جواز قرائتى دلالت دارد رسيدگى كرد تا آنچه معتبر و جامع شرائط است آن را اخذ نمود و بر طبقش عمل كرد و در صورت عدم دليل و بقاء شك ، بايد قرائتها را تكرار كرد تا قرآن واقعى خوانده شود و در نماز واحد يا متعدد نيز بايد آنها را تكرار نمود تا احراز قرائت واقعى شده باشد .
البته اينكه گفتيم ، قطع نظر از اجماعى است كه از شيعه و غير آنان نقل شده و نقل آن متواتر هم مىباشد كه هر يك از قرائت هفت نفر مجزى و كافى است .
مؤيد اين مطلب همان اوامرى است كه در اخبار ما به قرائت قرآن شده و آنها بسيار زياد است و مرحوم شيخ حر عاملى قريب 50 باب در فضيلت قرائت قرآن و ثواب آن گشوده است « 1 » .
زيرا هر شيعهاى مثلا از امام خود بشنود كه فلان سوره را بخوان چه ثوابى دارد و يا روزى 50 آيه از قرآن مجيد تلاوت كن اين شيعه در مقام امتثال امر ، قرآن و قرائتى كه در زمان خود و در محل خود رايج است تلاوت مىكند بنابر اين ، استفاده مىشود ، هر چه از قرآن كريم كه در آن عصر رايج بوده مورد تصويب امامان معصوم ( عليهم السلام ) قرار گرفته است و تأييد ديگر اينكه : ائمه معصوم ما ، شيعيان خود را امر مىكردند تا قرآن را به نحوى كه مردم آن را مىخوانند ، بخوانند و از غير آن نهى مىفرمودند و با تعبيرات مختلف ، اين مطلب را گوشزد كردهاند چنانچه در بعضى از تعبيرات آمده « اقرء كما يقرؤا الناس » : به نحوى كه مردم قرائت مىكنند تو هم قرائت كن . و در تعبير ديگر مىفرمايد : « و اقرؤا كما تعلّمتم » :
بخوانيد و قرائت كنيد به همان نحو كه ياد گرفتهايد . و در تعبير سوم وقتى كه راوى سؤال مىكند كه ما حروفى را مىشنويم كه در قرآن نيست فرمود : آنچه را كه ياد گرفتهايد بخوانيد « 2 » .
رجحان قرائت عاصم
مطالبى كه گفته شد در رابطه با اصل جواز بود و اما در رجحان يكى از قرائتها ، بعيد
Footnote
( 1 ) وسايل الشيعه ، ج 4 ، ط جديد ، ص 821 .
( 2 ) تفسير البيان ، ص 95 .