آيات ، فقط براى حفظ قدرت خداوندى است بمانند آيه شريفه
« وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ »
« 1 » . و نيز مانند آيه شريفه
« وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنا وَكِيلًا »
« 2 » يعني : اگر بخواهيم هر چه را كه به تو وحى كردهايم از بين ببريم ، مىبريم و تو هيچ مدد كارى بر عليه ما پيدا نمىكنى .
معلوم است كه خداوند اگر بخواهد مىكند ولى هرگز نمىخواهد .
اينها آياتى بود كه دلالت داشت بر اينكه پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) آيات را فراموش نمىكند و آيات ديگرى هم بر اين معنى دلالت دارند ليكن آنچه نقل كرديم كفايت دارد .
امكان اسهاء در پيغمبر ( ص )
پس از آنكه نظر قرآن كريم را فهميديم طبيعى است كه اصحاب ما ( اماميه ) در عدم جواز سهو بر پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) متفق شدهاند الا اينكه به شيخ صدوق و استادش نسبت داده شده كه اسهاء و سهوى كه از جانب خدا باشد بر رسول خدا جايز و ممكن است و اما سهوى كه از ناحيه شيطان باشد جايز نيست .
و نيز ممكن است اصحاب ما در اتفاق خود ، به عقل تمسك نموده باشند كه با صراحت حكم مىكند كه انبياء بايد از هر نقص و رذيله مبرا باشند چنانچه محقق طوسى در تجريد الاعتقاد مىنويسد :
انبياء بايد از خطا و نسيان معصوم باشند تا موجب اطمينان گشته و غرض از بعثت آنان حاصل گردد و انبياء بايد داراى كمال عقل و تيزهوشى و قوت فكر و عدم سهو باشند « 3 » .
و مرحوم علامه در شرحش مىفرمايد : بر انبياء ، سهو جايز و ممكن نيست چون سهو ، موجب نقص و غفلت از بعضى از وظائف تبليغى خواهد شد « 3 » .
كلام صدوق و استادش
مخفى نماند كه شيخ صدوق كه معتقد به جواز سهو است فقط در نماز و امثال آن كه از تكاليف مشتركه بين پيغمبر و امت است مىگويد ، اما در تكاليف مختص مانند تبليغ ،
هامش
( 1 ) سورهء هود ، آيه 108 .
( 2 ) سورهء اسراء ، آيه 86 .
( 3 ) كشف المراد ، فى وجوب عصبة النبى ، ص 274 .