ضعف سند در بسيارى از آن ، زياد نمىباشد ، ولى دربارهء همان مقدار موجود ، اين پرسش وجود دارد كه آيا مىتوان با همان ملاك و روش ارزشگذارى روايات در حوزهء فقه ، به سراغ روايات تفسيرى آمد يا خير ؟ .
آنچه دراينباره رايج است آن است كه گفته مىشود ، از آنجا كه در فقه رفتار مكلف مورد بحث است و تفسير ( به ويژه در آيات غير فقهى ) از نوع باور و اعتقاد مىباشد و با توجه به اين نكته كه تعّبد در عمل ممكن و در اعتقادات غير ممكن است ، بنابراين ، نمىتوان گفت كه ادّلهاى كه خبرهاى گمانآور را تعبدا معتبر دانسته ، شامل روايات تفسيرى نيز مىشود ، زيرا در تفسير ، تعبّد راه ندارد . نگارنده در فصل دوم ، پس از مقايسهاى ميان آنچه در فقه گفته شده با آنچه در اصول گفته مىشود ، ديدگاههاى مخالف نظريّهء فوق را نيز آورده است و سپس تحليلى در ثمرهء عملى آن دو ارائه نموده است .
در فصل سّوم ، آسيبها و آفاتى كه دامنگير روايات تفسيرى است با راهكارهاى عملى شناخت آن بررسى شده .
و در فصل چهارم ، شمارى از روشهاى تفسيرى معصومان عليهم السّلام به تفصيل مورد بررسى قرار گرفته ، و چگونگى كارآيى و كارآمدى هر يك با مثالهاى آن توضيح داده شده است .
بىگمان ، نمىتوان گفت كه آنچه انجام گرفته است ، بدون كاستى است ، به ويژه آنكه ، سخنان معصومان عليهم السّلام درياى بىپايانى است كه ژرفاى آن ناپيداست .
« الّلهّم أحينا حياتهم و أمتنا مماتهم و احشرنا معهم فى الدّنيا و الآخرة »
آسيب شناسى و روش شناسى تفسير معصومان ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 7
مساهمون: على اكبر رستمى
ص٧