تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درة التاج ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩

« ( و ) » مستند منع از لزوم آنست « 1 » كى ثبوت امكان وجود حادث در ازل هست « 2 » و امكان ثبوت وجود او در ازل نيست ، - بس در اين صورت ثبوت امكان هست و « 3 » امكان ثبوت نيست . و حلّ آن اينست - كى تعقل امكان ممكن نباشذ - الّا مضاف با جيزى كى امكان او باشذ ، بس امكانى كى ثابت است در قضيهء موجبه جز اين نباشذ - كى امكان ثبوت محمول مر موضوع را ، - بس جون حكم كرده باشيم بثبوت آن امكان لا محاله - حكم كرده باشيم بامكان آن ثبوت ، بس جگونه صادق شود احدى از ايشان بدون صدق آن ديگر . و مستند وقتى صحيح بوذى - كى ثبوت امكان وجود « 4 » حادث در ازل صادق بوذى ، و امكان ثبوت وجود حادث « ( در ازل ) » صادق نه بوذى ، و اين جنين نيست ، جه اگر قيد : فى الازل متعلق حادث سازيم هر دو كاذب باشند ، و اگر متعلق امكان سازيم هر دو صادق باشند ، و از آن جهت اول صادق مىشود - و ثانى نه ، كى قيد : فى الازل ، يك بار متعلق بامكان سازند - و يك بار بحادث « 5 » . و اگر به آن اين مىخواهند « 6 » ، مطابق آنك ما دعوى كرده‌ايم نباشذ . سؤال : جون ثبوت امكان وجود حادث در ازل هست « 7 » ، و امكان ثبوت وجود حادث در ازل نيست ، بس در حالت معبرة « 8 » عنها بالازل ثبت - الامكان و لم يمكن الثبوت ، بس صدق اول دون الثانى در آن حال جايز باشذ ، و صحت مستند ظاهر . جواب - مدّعى آنست كى صدق ثبوت امكان جيزى را مستلزم ثبوت امكان آن جيزست ؛ و بر آن برهان گفتيم و اين « 9 » اعم از آن است كى صدق ثبوت « ( امكان ) » جيزى در جيزى ديگر ، خواه : آن ديگر « 10 » ازل باشد ، و خواه غير او مستلزم امكان ثبوت آن جيز « [ باشد در « 11 » آن جيز ] » ديگر ، و از دعوى ما صدق اعم صدق « 12 » اخص ازو لازم نيايذ ، بس فرق ظاهر شذ .

هامش
( 1 ) - از لزوم آن اينست - م .
( 2 ) - هست - اصل .
( 3 ) - هست كه - ط .
( 4 ) - بر وجود - م .
( 5 ) - حادث - اصل .
( 6 ) - مىخواهد - ط .
( 7 ) - هست - اصل .
( 8 ) - معين - م - معبر - ط .
( 9 ) - و آن را - اصل .
( 10 ) - آن جيز - م .
( 11 ) - و در - م .
( 12 ) - صدقين - م .