تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درة التاج ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١

ضروريّه كند - اگر ضرورت در هر دو مقدمه باشذ - و الّا دائمه باشذ و كبرى صادق نشوذ دريشان هر دو با فرض - صدق - صغرى - الّا كى دائمه باشذ ، - جه اگر تقيد كنند بلا دوام منافى صغرى باشند ، و نتيجه ايشان حكم باشد بأكبر بر اصغر دائما و لا دائما و اين صادق نشود البته و اگر جه مستنتج « 1 » باشذ . و عرفيه و مشروطه خواه بسيط باشذ و خواه مركب ، اختلاط « 2 » ازيشان انتاج مثل مقدمتين « 3 » كنند اگر مختلف نباشند ، و مثل اعمّ ايشان اگر مختلف باشند « ( و مقدمتان ) » حينيتان - جون در ايشان « 4 » اعتبار دوام بحسب وصف نكنند . « 5 » يا اعتبار كنند در صغرى فقط منتج مطلقه باشند ، و اگر اعتبار كنند در كبرى فقطّ منتج « [ حينيه ] » باشند . و وصفيت « 6 » هر جگونه كى باشذ جون مختص باشذ باحدى المقدّمتين ، اعتبار آن ساقط شوذ « ( و ) » اما شكل دوم شرط آن بحسب كميت مقدّمات و كيفيت آن « [ هم ] » دو امرست . يكى ازيشان اختلاف مقدمتى القياس بكيف « 7 » جه ايشان اگر متفق باشند - بكيف اختلاف حاصل شوذ ، و آن صدق قياس باشذ با توافق طرفين تارة و با تباين ايشان تارة اخرى . اما اگر هر دو موجبه باشند ، به جهت آنك صادق است - كى كلّ انسان حيوان - و كلّ ناطق حيوان . و حق توافق است ، و هو كلّ انسان ناطق ، و جون بجاى كبرى اين گوئيم : كى : و كلّ فرس حيوان حق تباين باشذ ، و هو لا شىء من الإنسان بفرس ، و همجنين اگر هر دو سالبه باشند . اما « 8 » توافق - به جهت صدق لا شىء من الانسان بحجر - و لا شىء من الناطق بحجر ، و حق اينست - كى كلّ انسان ناطق .

هامش
( 1 ) - و اكبر هيچ - ه .
( 2 ) - اختلاف - ه .
( 3 ) - مقدمش - م .
( 4 ) - در انسان - اصل .
( 5 ) - وصف كنند - اصل - نسخه - وضع نكنند - م .
( 6 ) - وضعيت - اصل
( 7 ) - مكيف - م .
( 8 ) - و اما - م .
درة التاج ( فارسى ) — صفحة 421 | قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي