فصل نهم - ممكن نيست كى انسان را از اوّل امر او بطبع - ذو فضيلت - و ذو رذيلت آفرينند .
فصل دهم - عسرست و بعيد - كى بيابند كسى را ، كى بطبع معدّ باشد - مر همه فضائل خلقىّ - و نطقىّ را .
فصل يازدهم - تمكّن اخلاقى - كى مشاكل هيئت بدنىّ باشذ - نحو فضيلة - او رذيلة ، در نفس بيشتر باشذ .
فصل دوازدهم - هيآت - و استعدادات ، نحو فضيلة او رذيلة ، - ازالت بعضى آسان است ، و از ان بعضى دشوار .
فصل سيزدهم - ميان ضابط مر نفس خود را ، و ميان فاضل فرق است .
فصل جهاردهم - در ازالت شرور از بدن .
فصل بانزدهم - در آنك ممكن نيست كى انسان را مفطور يابند - بر استعداد نحو افعالى ، جنانك ممكن نباشد كى ضدّ آن افعال ازو صادر شود .
فصل شانزدهم - در آنك افعالى كى خيراتاند ، افعال معتدلهء متوسّطهاند .
فصل هفدهم - متوسّط - و معتدل را ، بر دو گونه گويند : يكى متوسّط در نفس خويش ، و ديگر متوسّط بإضافت - و قياس با غير آن .
فصل هژدهم - جنانك متوسّط در اغذيه - و ادويه باشذ ، كى :
به نسبت با همه مردم معتدل باشد ، يا به نسبت با بعضى . متوسّط در اخلاق همجنين است .
فصل نوزدهم - مستخرج متوسّط در اغذيه - و ادويه - طبيب است ، و صناعت او طبّ . « [ و ] » مستخرج متوسّط در اخلاق - مدبّر مدينه است ،
درة التاج ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
ص٢٤٤