. جه مراد از ناس اوّل نعيم بن مسعودست « 1 » . و گاه باشذ كى به عكس اين بوذ ، جنانك :
. جه مأمور اگر جه معيّن است - امّا مراد جمله مكلّفاناند . و جنانك لفظى در جائى بيايد كى در ظاهر تناقض باشد بر دو وقت حمل كنند « 2 » ، جنانك :
. نوع هشتم - علم قصص است « 6 » و در آن حكمتهاء بسيارست ، اوّل - آنك « ( از ) » قصص اوائل معلوم شوذ كى عاقبت مطيعان در دنيا و آخرت ثنا و ثواب بوذ ، و عاقبت عاصيان و با « ( ل ) » و نكال ، و اين سبب آن بوذ - كى مردم بطاعت ميل كنند ، و از معصيت اجتناب نمايند . دوّم - آنك : محمد عليه السّلم امّىّ بوذ - و هيچ كس را شاگردى نكرده بوذ ، بس جون از قصّهاء اوايل حكايت كند جنانك درو « ( ى ) » هيج خطا و خلل نباشذ معلوم شوذ - كى از وحى معلوم كرده [ ( است ) ] . سيّم - آنك تا محمد را عليه السلم معلوم شوذ كى رسولان متقدّم از قوم - و امّت خويش زحمتهاء « [ بسيار ] » كشيذهاند ، و او نيز برنجهائى « 7 » كى از قوم خوذ مىديذ راضى شوذ . نوع نهم - علم استنباط معانى قرآن - جنانك « 8 » علماء اصوليّين - « [ و فقه ] » و غيرهما ، مسائل اصولىّ و فقهىّ از قرآن بيرون آوردهاند .