سيّم آنك : هم عقل ، و هم نفس بذان راضى باشند . - و آن علم است . جهارم آنك : نه عقل بذان راضى باشذ ، و نه نفس . - و آن جهلست « 1 » . و ازينجاست كى عاقلان گفتهاند كى ؛ اگر عالمى را گويند « 2 » : اى جاهل ، - تنگ دل شود ، با آنك داند كى دروغ گفتهاند ، و همجنين اگر جاهلى را گويند : اى عالم ، خوش دل شود ، با آنك - داند كى دروغ گفتهاند ، - جه دانائى - از فضائل صفات است ، و نادانى از رذائل آن ، لاجرم از نسبت نادانى برنجند . - و اگر جه بدروغ كرده باشند ، و به نسبت دانائى خوش دل شوند و اگر جه دروغ باشذ . - و جون اين معلوم شذ بدانك :
دليل بر فضيلت علم از عقل و نقل بسيارست
و ما از هر يكى بعضى را ياذ كنيم ، و ادلّهء نقلىّ « ( را به جهت ) » تيمّن و تبرّك بر ادلّهء عقلىّ مقدّم داريم ، - و اگر جه عقل بر نقل مقدّم است ، جه صحّت ادلّهء نقلىّ هم بعقل معلوم مىشوذ . - و از ادلّهء نقلىّ اوّل از قرآن « 3 » آغاز كنيم ، و دوّم از تورية ، و سوّم از انجيل ، « ( و ) » جهارم از زبور ، « ( و ) » بنجم از اخبار ، و ششم از آثار .
امّا از قرآن « 4 » اگر جه بسيارست . ما بر ده دليل اقتصار كنيم . دليل اوّل « 5 » - قوله تعالى :
معنى آنست « 6 » كى جز عالمان از خداى نترسند ، زيرا - كى انّما اقتضاء حصر كند ، - و در آيتى ديگر مىفرمايد - كى :