تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جذوات و مواقيت ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥

3 . اشعار

الف . اشعار عربى إذا رضيت عنّى كرام عشيرتى 8 عباراتنا شتّى و حسنك واحد 37 ب . اشعار فارسى آب حيوانش ز منقار بلاغت مىچكد 4 آب رخ عقل نم جوى او 2 آدم از اقبال تو موجود شد 3 آن كه گذشت از تو و غيرى گزيد 3 از قلم فيض رقم كردمش 9 اى به تو مختوم ، كتاب وجود 2 اى تو در اطباق خوبى منتهى 37 اى علم ملّت و نفس رسول 2 اين چرخ كدوئيست كهن ، باده منم 21 اين خلف خاطر و نوزاد غيب 9 باقى به دوامى كه در آحاد سنين‌اش 5 بر ناقهء « لا يؤدّى إلّا » كه نشست ؟ 3 عينان عينان لم يكتبهما قلم 1 نونان نونان لم يكتبهما قلم 1 بلبل از فيض گل آموخت 7 تا آسمان ز حلقه بگوشان ما شود 8 تا كه شده كنيت تو « بو تراب » 3 تو چه دانى زبان مرغان را 8 تو درّ عدن بين كه چون سفته شد 182 جايى كه سرو بوستان 7 چون فلك از خامهء كوكب‌نگار 9 خازن سبحانى تنزيل وحى 3 ختم رسل ، سيّد انس و پرى 2 داغ تو برتر از جبين من است 2 داغ كش ناقهء تو مشك ناب 3 در بشر ، روپوش گشتست آفتاب 36
جذوات و مواقيت ( فارسى ) — صفحة 325 | السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )