رحمت حق واقع مىگردد سپس ضمن معرّفى فرمود :
« من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه و موالاته من اللّه عزّ و جلّ أنزلها علىّ » [ هر كس من مولا و فرمانرواى او هستم اين على مولاى اوست و فرمانروايى او را خداى تعالى بر من نازل فرموده است ]
آنگاه فرمود :
« اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه . . . »
« بار خدايا دوست بدار هر كس كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر كس را كه او را دشمن دارد . . . »
گفتنى است كه بيش از سيصد و پنجاه تن از محدّثان عامّه ، حديث « غدير » و نصب على ( ع ) به خلافت پس از رسول خدا را نقل كردهاند كه اسناد آن به بيش از يكصد و ده تن اصحاب رسول خدا ( ص ) مىرسد . « حسّان بن ثابت » شاعر معروف به « شاعر النبّى » نيز از پيامبر ( ص ) اجازه خواست و اشعارى در اين زمينه سرود كه در كتابهاى تاريخى نقل شده است و پيامبر ( ص ) با ايراد سخنرانى مذكور - شعائر اسلامى را كامل ساخته ، رسالت خويش را به بهترين صورت ممكن ، بانجام رسانيده و به مدينه بازگشت .
29 - بيمارى پيامبر ( ص )
پس از آن كه پيامبر از حجّ به مدينه بازگشت سه روز بيمار شد و چون بيمارى وى شدّت يافت با اجازهء ديگر زنان به منظور پرستارى از وى در خانهء عايشه ماند . و چون بيرون آمدن از خانه ، براى برگزارى نماز برايش دشوار گرديد . گفت به ابو بكر بگوييد كه با مردم نماز بخواند . آنگاه در حالى كه بر على ( ع ) و فضل تكيه داده و عبّاس پيشاپيش وى راه مىپيمود - از خانه بيرون آمد و در حالى كه سر خود را بسته بود و پاهاى خود را از ناتوانى بر زمين مىكشانيد ، خود را در نخستين پلهء منبر جاى داد . مردم به شوق و شور آمدند ، او بر خداى ، درود و ستايش فرستاد و آنگاه گفت : « اى مردم . خبر يافتهام كه شما از مرگ پيامبرتان بيمناكيد . آيا پيش از من پيامبرى جاودان زيسته است كه من هم جاودان باشم ؟ بدانيد كه من و شما به خداى خويش خواهيم پيوست . به شما رفتار مطلوب با نخستين مهاجران را بسيار سفارش مىكنم و به مهاجران نيز اندرز