ميدانِ ازل نديده بارى * بر پشتِ فلك چنو سوارى
آن شب كه سپهرش آفرين كرد * كاحسنت سوارِ آسمان گرد
بر قمّهء قبّهء فَلَك رفت * تا قلّهء قبلهء ملك رفت . . .
[ تحفة العراقين ص 73 ]
تا آنجا كه در صفت راه معراج ، منظومه را ادامه مىدهد و مىگويد :
احمد به چنين بُراقِ ميمون * زين دار الحرب راند بيرون
ز اقليمِ حدوث بر گرفته * راهِ ملكوت بر گرفته
بىپرده در آن منازلِ نور * با معتكفانِ بيتِ معمور
آموخته عصمت ، أنبيا را * آميخته شربت ، أصفيا را
بگذشته ز هفت ششدرِ تنگ * زندانِ سه بُعد و صحن دو رنگ
[ تحفة العراقين / 76 ]
علاوه بر آن در قصيدهيى كه به نام « حرز الحجاز » در نود و يك بيت و در كعبه انشاد كرده است و با اين مطلع آغاز مىشود :
شبروان چون رخِ صبح آينه سيما بينند * كعبه را چهره در آن آينه پيدا بينند .
به ستايش از پيغمبر اكرم ( ص ) پرداخته است .
در قصيدهيى ديگر نيز كه در مدح كعبه سروده است ، به مطلع :
مقصد اينجاست نداىِ طلب اينجا شنوند * بختيان را زَجَرس صبحدم آوا شنوند
حسن تخلّص به نعت حضرت پيغامبر ( ص ) جسته است . و در طىّ قصيدتى ديگر در ستايش پيامبر گويد :
از خشكسالِ حادثه در مصطفى گريز * كاينك به فتحِ باب ضمان كرد مصطفى