گفت شخصى با امير المؤمنين * اى كه مانندت نميباشد قرين
رخصتى فرما بپرسم چار چيز * تا نمايم حق و باطل را تميز
گفت در پاسخ امام ارجمند * هر چه مىخواهى بپرس اى مستمند
گر چه باشد آنچه مىپرسى چهل * پاسخ خود بشنوى آن را بهل
گفت واجب چيست واجبتر كدام * مبهم آمد بر دلم اى ذو الكرام
چيست نزديك و چه است نزديكتر * و ان شگفت و ان شگفت انگيزتر
آن كدامين سخت آمد بر بشر * باز فرما آنچه باشد سختتر
در جوابش شاه مردان لب گشود * جهل و ابهام از دل سائل ربود
گفت واجب طاعت امر خداست * ترك امر ايزد يكتا خطاست
وانچه واجبتر بود ترك گنه * بنده ميگردد بعصيان رو سيه
وانچه نزديكست امر رستخيز * بهر آن از ديدگان اشگى بريز
پس از آن نزديكتر مرگست آه * كه تمام خلق را سازد تباه
و ان شگفت انگيز را دنيا بدان * چشم دل بگشا و عبرت گير از آن
حب دنيا زان شگفت انگيزتر * زانكه باشد مهر فانى بىاثر
قبر سخت آمد ولى سختتر از آن * دست خالى رفتنست در جوف آن
باشد اين منزل به انسان هولناك * هر كه غافل شد از آن گردد هلاك
بار الها كن ( مقدم ) را عطا * ايمنى از قبر تا روز جزاء
نغمههاى مقدم صفحه 48