چنين گفته است :
و كان فينا كأحدنا يجيبنا اذا سألناه و يدنينا اذا اتيناه و نحن مع تقريبه لنا و قربه منّا لا نكلّمه لهيبته و لا نرفع اعيننا اليه لعظمته . فان تبسّم فعن اللّؤلؤ المنظوم :
يعظّم اهل الدّين و يتحبّب الى المساكين . لا يخاف القوىّ ظلمه و لا ييأس الضّعيف من عدله .
على ( ع ) در بين ما مانند يك فرد عادى ما بود ، بپرسشهاى ما جواب ميداد ، و چون نزد او ميرفتيم با علاقمندى بما نزديك ميشد .
ولى اين همه قرب و نزديكى شخصيت بزرگ او را مبتذل و بىارزش نكرده بود . ابهت و عظمت او بما اجازهء حرفهاى ناروا و نگاههاى نابجا نميداد ، وقتى تبسم ميكرد گوئى لبهايش از روى مرواريد منظم كنار ميرفت . مردان با ايمان را بزرگ ميداشت و نسبت بمستمندان با محبت و مهر برخورد ميكرد . ستمگر نبود تا صاحبان قدرت از ظلمش خائف باشند ، در اقامهء حق ناتوان نبود تا ضعفا از عدلش مأيوس گردند .
سفينه « عدا » صفحهء 170
وصيت در بستر مرگ
يكى از جملات وصاياى على عليه السّلام اقامهء عدل و حمايت از مظلوم بود ، بفرزندان خود فرمود :
كونوا للظّالم خصما و للمظلوم عونا .
فرزندان عزيز همواره دشمن متجاوزين و ستمگران و يار مظلومان و ستمديدگان باشيد .
نهج البلاغهء فيض صفحهء 968