150 . مزاح [ المزاح ]
شوخى و هزل
نهى عليه السّلام ابا هريرة عن مزاح العرب ، فسرق نعل النّبىّ و رهن بالتّمر و جلس بحذائه يأكل . فقال ( ع ) يا ابا هريرة ما تأكل ؟ فقال : نعل رسول اللَّه . « 1 » پيغمبر اكرم ( ص ) أبو هريره را از شوخى با عربها منع فرمود . روزى كفش حضرت را دزديد و در مقابل قيمت مقدارى خرما ، نزد خرما فروش گرو گذارد و آمد روبروى حضرت نشست و مشغول خوردن خرما شد . حضرت فرمود ابا هريره چه ميخورى ؟ عرض كرد كفش پيغمبر را . كدام زمامدارى است كه يك فرد عادى كشورش جرأت كند با او چنين مزاحى نمايد و كفش او را نزد بقالى گرو بگذارد . خداوند در قرآن كريم اين فضيلت اخلاقى و سجيهء روحانى رسول اسلام را از مراتب رحمت و عنايت خود دانسته و فرموده است :
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ
.
آنچنان بصفاى دل خود ، نسبت باصحاب خويش علاقه داشت كه فرمود :
هامش
( 1 ) بحار جلد 6 صفحهء 166