. . . . و عمّرنى ما كان عمرى بذلة في طاعتك فاذا كان عمرى مرتعا للشّيطان فاقبضنى اليك قبل ان يسبق مقتك الىّ او يستحكم غضبك علىّ « 1 » . بار الها ، عمرم را ادامه بده ، مادامى كه هر روزش در طاعت تو مصروف گردد . اما اگر موقعى فرا رسد كه عمرم چراگاه شيطان باشد ، جانم را بگير و به حياتم پايان بخش پيش از آنكه بغض تو متوجه من شود يا خشمت در بارهام استقرار يابد .
عجز انسان
كلّت الالسن عن غاية صفته و العقول عن كنه معرفته . « 2 » امام سجاد عليه السّلام در بارهء عظمت و رفعت حضرت بارى تعالى مىگويد : زبانها از بيان صفات كمالش و عقلها از شناخت حقيقت ذاتش عاجز و ناتوان است . انت الّذى قصرت الاوهام عن ذاتيّتك و عجزت الافهام عن كيفيّتك « 3 » . و نيز در دعاى عرفه به پيشگاه الهى عرض مىكند : بار الها توئى كه ادراكات از شناخت ذاتيّت نارسا و كوتاه است و فهمها در شناخت چگونگيت ، عاجز و ناتوان .