118 . فطرت [ الفطرة ]
احياى فطرت
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ
« 1 » . بآئين فطرت و دين حنيف توجّه نما ، به آن فطرتى كه خداوند تمام بشر را با آن آفريده است ، فطرتى كه در خلقت انسان همواره ثابت است و هرگز تغيير نميكند ، اين است آئين استوار و تزلزلناپذير الهى . يكى از وظائف بزرگ پيامبران الهى بيدار كردن فطريات بشر و به كار انداختن سرمايههاى الهامى انسانست . على ( ع ) در اين باره فرموده است : فبعث اللَّه فيهم رسله و واتر اليهم انبيائه ليستأدوهم ميثاق فطرته و يذكّروهم منسىّ نعمته و يحتجّوا عليهم بالتّبليغ و يثيروا لهم دفائن العقول . « 2 » خداوند پيامبران خود را برانگيخت و پياپى بين مردم فرستاد تا بشر را باداء پيمان فطرت وادارند و نعمتهاى فراموششدهء خدا را يادآورى كنند و با فعاليتهاى تبليغى خود نيروهاى نهفتهء عقل مردم را برانگيخته و به كار اندازند .
هامش
( 1 ) سورهء 30 ، آيهء 30
( 2 ) نهج البلاغه ملا فتح اللَّه صفحهء 37