و ان افرط في الشّبع كظّته البطنة ، فكلّ تقصير به مضرّ ، و كلّ افراط به مفسد ، و كلّ خير معه شرّ ، و كلّ شىء له آفة . « 1 » چه عجيب و حيرتآور است كار بشر ، اگر در موردى اميدوار شود طمع خوارش خواهد كرد ، اگر طمع او را بجنبش آورد حرص هلاكش مىكند ، اگر دچار نااميدى شود غصه و غم او را ميكشد ، اگر بخوشبختى و سعادت رسد نگاهدارى آن را فراموش مىكند ، اگر دچار خوف و هراس شود از ترس حيرتزده ميگردد ، اگر در گشايش امنيت قرار گيرد غافل مىشود ، اگر نعمت بر او تجديد شود دچار گردنكشى و بلند پروازى ميگردد ، اگر دچار مصيبتى شد تأثر و حزن او را رسوا مىكند ، اگر ثروتى بدست آورد دچار طغيان مالى ميگردد ، اگر فقر گريبانگيرش شد غرق اندوه مىشود ، اگر گرفتار تعب گرسنگى شد از ناتوانى زمينگير ميگردد ، و اگر در خوردن زيادهروى كند از فشار شكم ناراحت مىشود ، پس كندرويها در زندگى بشر مضر است و تندرويها نيز مايهء ويرانى و فساد ، هر خيرى را شرّى و هر نوشى را نيشى است . چه بسيار خواهش بيش از اندازه در اعمال شهوت جنسى و صرف غذا در آدمى وجود دارد كه منافى با خواهش سلامت است ، چه بسيار لذتهائى از الكل و هروئين مورد تقاضاى بشر است كه عوارض گوناگونش آدمى را تهديد مىكند .
الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع ) — صفحة 295
مساهمون: الشيخ محمد تقي فلسفي
ص٢٩٥
هامش
( 1 ) آداب النفس جلد 2 صفحهء 111 - ارشاد مفيد صفحهء 142