گفت پيغمبر مثال اهل بيت خويشتن * كشتى نوحند غير آن ضلال و گمرهى
بحر طوفانى و ملزم پر ز گرداب بلا * اعتزال از كشتى نوح است جانا ابلهى
اعتصامى نيست بر هامون و كوه و بحر و بر * زورق بشكسته بگزينى ز فكر كوتهى
غرق گردد هر كه دور از كشتى آل عباست * غير حب آل احمد كى ز دوزخ وارهى
كن تمسك بر على و آل در غرقاب بيم * اى موحد تا ز غرقاب خطرها وارهى
احمد على موحدين ديوان موحد صفحه 41 - 42 صاحب لسان الغيب با عنايت به حديث مذكور اين گونه سروده است .
كشتى نوح است اين كشتى نجات * كه ستوده حق بقرآنش صفات
ساختهء نوح است اين كشتى بلى * از محمد تربيت جسته على
هر كه اندر او نشست از غرق رست * گشت ناجى آنكه اندر او نشست
اين نشستن اعتماد و اتكاست * فرق بين دو نشستن بس خطاست
لا جرم با رمز و ايماء كردگار * بر پيمبر كرد اين راز آشكار
كه توئى نوح و على كشتى بود * كه نجات خلق از او مىشود
هر كه را نبود در اين كشتى مقام * غرق طوفان گردد آخر لا كلام
در حق آن كشتى آنچه حق بگفت * بوده در حق على اندر نهفت
راحة الروح يا كشتى نجات صفحه 13 حاج شيخ على اكبر نهاوندى