واقعا « قوز على قوز » اين بود * اين چنين كس سخت بىتمكين بود
مرگ بهرش بهتر از عمرى حيات * آرزو دارد بهر آنى ممات
آن يك از اطفال محتاج لباس * ديگرى از بهر كفش اندر هراس
آن يكى نان خواهد و آن ديگرى * گوشواره خواهد و انگشترى
آن يكى صابون و آن ديگر حنا * آن يكى ناخوش شود خواهد دوا
هكذا خرج و لوازم بيشمار * هر شب و هر روز باشد بر قرار
اين چنين كس چون كند با اين عيال * امر و عيش و زندگى در اختلال
لكن ار باشد عيالش كم عدد * كلفتش كمتر بود فيما يعد
با وجود فقر هم در راحت است * در زمان زندگى كم زحمت است
من فداى اين كلام با نمك * بلكه كل خلق تا زير فلك
شيخ محمود خوانسارى